ربيع بن أحمد الأخويني البخاري

588

هداية المتعلمين في الطب ( فارسى )

فى الكلفة « 1 » كلفه آن را كويند كه « 2 » بررّوى سياهى جن باره‌باره « 3 » ابر بديد آيذ و اين دو كونه بوذ يكى كهن بوذ و ديكر نو و يك « 4 » كونه را سياهى كمتر بوذ و يك كونه را بيشتر و هر دو كونه را رك قيفال « 5 » بايذ كشاذن « 5 » و مطبوخ افتيمون بايذ خوردن و حبّهاء قوى كه سودا فروذ آرذ و جيب بيراهن « 6 » تنك ندارذ و بانك سخت نكند و از همه غذاهاى سودائى حذر كند خاصه از كرنب و قديد و باتنكان ، و به روى « 7 » براندايذ تخم ترب و باذام سبيذ كرده « 8 » تلخ و آرد باقلى و تخم خربزه ، اين‌همه را جمع كند كوفته به آب معصفر تر كند و « 9 » براندايذ « 10 » ، و باز اكر كهن بوذ اين طلى بايذ : ترمس كوفته ده درم سنك تخم ترب و تخم ونده و قسط تلخ و بادام [ تلخ ] « 11 » و بوره نان و بلبل از هر يكى دو درم سنك اشق يك درم سنك اشق را بكشايذ به آب حلبه و قرص كند و جون حاجت آيذ بسايذ اين قرص را به آب معصفر و « 9 » براندايذ بشب و بامداد بشويدش باب طبيخ تخم خربزه « 12 » و بنفشه و « 13 » سبوس « 13 » ، و بايذ تا طلى سطبر « 14 » آيذ « 15 » و بيش از انك براندايذ ( f . 471 ) روى را به آب كرم بدارذ تا روى سرخ شوذ

--> ( 1 ) - ف : باب كلفة ( 3 - 2 ) - ف : به روى سياهى چن پارهء ( 4 ) - ف : يكى ( 5 - 5 ) - ف : بايد زدن ( 6 ) - ف : پيرهن ( 7 ) - ف : و بر روى ( 8 ) - ف : افزوده . و ( 9 ) - ف : « و » ندارد ( 10 ) - ب ه : طلى ديكر صاحب ذخيره رحمه اللّه عليه فرموده كى . . . و بامداد باب سبوس بشويند و . . . نسخه ان اينست مغز بادام سبيد كرده . . . مغز تخم خربزه كثيرا نشاسته تخم ترب سبيد كرده اسبنداب ارزير آرد نخود آرد باقلى استخوان سوخته از هر يكى برابر سيماب برابر . . . و بسبيدهء تخم‌مرغ بسرشند سيماب كشته بايد و بشب طلى كنند بامداد باب سبوس بشويند . ( 11 ) - از « ف » و « ب ه » ( خ ) و « م » افزوده شد . در اصل : شيرين ( 12 ) - ب ه : و خطمى ( 13 - 13 ) - ف : سوسن ( 14 ) - ب ه : كرده ( 15 - 14 ) - ف : ازو