ربيع بن أحمد الأخويني البخاري

564

هداية المتعلمين في الطب ( فارسى )

[ صفت ] « 1 » ضمادى محلّل كه آماس صعب را و آماس « 2 » جن سنك را نرم كند و بشايذ مر نقرس صعب را : حلبه و بادام تلخ و اشق و مقل ، اين‌همه را بروغن سوسن بكشايذ اعنى مقل را و اشق را ، و آن ( f . 452 ) ديكران « 3 » را بكوبذ و همه را جمع كند و ضماد كند . اينك ضماد محلّل و اسان « 4 » ، [ صفت ] « 1 » ضمادى مليّن : موم مصفّا يا موم زرد صافى و روغن سوسن و بيه ماكيان و بيه بط و مغز استخوان كاو و لعاب تخم كتان از همه برابر جمع كند و برنهذ مر صلابت را تا نرم كردذ . اينك بدين‌كونه علاج بايذ كردن كياذ كردم تا قانون بدانى و نكاه دارى و اكنون ياذ كنم ديكر ضمادها بهر وقتى « 5 » تا تو اندرين توانكر باشى به علاج كردن . [ صفت ] « 1 » ضمادى كبشايذ مر نقرس كرم را و اوجاع المفاصل كرم را : نرسك ده درم سنك و بوبل بنج درم سنك اكليل الملك بنج درم سنك صندل سرخ بنج درم سنك بابونه سه درم سنك شافه « 6 » ماميثا دو درم سنك زعفران دو درم سنك اين‌همه را بكوبذ و جمع كند به آب كشنيز تر « 7 » و باز يك درم سنك موم مصفّا بيست بنج درم سنك روغن كل سى و بنج درم سنك موم بكدارذ « 8 » و با روغن « 9 » بنهد تا سرد شوذ ، آنكاه « 10 » آن داروها با ان جمع كند و بدستهء « 10 » هاون بكوبذ و جمع كند ، و باز اندك‌اندك سركا و آب بابرك دهذ « 11 » تا ضمادى كردذ و برنهد اين ضماد ، اين ميانه است و محللست و مطفى و مليّن .

--> ( 1 ) - از « م » افزوده شد . در اصل خوانده نمىشود ( 2 ) - ف : « را و آماس » ندارد ( 3 ) - ف : ديكر ( 4 ) - ب ه : صفت سفوف سورنجان و اوجاع المفاصل را . . . سورنجان هفت درم . . . بريان كرده بودنه جويبارى از هر يك دو درم بلبل يك درم شكر دوازده درم شربت از دو . . . تا سه درم ( 5 ) - م : از هر فنى ( 6 ) - ف : شياف ( 8 - 7 ) - ف : و باز بكيرذ موم مصفى بيست و پنج درمسنك و روغن كل سى و پنج درمسنك موم بكذارذ ( 9 ) - ب ه : و ( 10 - 10 ) - ف : با اين داروها جمع كند و بدست ( 11 ) - ف : اندر دهد . در « ب ه » كلمه‌اى ناخوانا افزوده است .