ربيع بن أحمد الأخويني البخاري
546
هداية المتعلمين في الطب ( فارسى )
بخويشتن « 1 » بركيرذ و بامداذ ببويذ اكر بوى سير يا بوى « 2 » انكزذ به دهان زن بيايذ سبب از مرد بوذ و اكر نيايذ سبب از زن بوذ ، و ديكر كمنى هر دو را « 3 » بكيرند و به آب برافكنند « 4 » تا آنكه زبر آب بيستد سبب از انكسى « 3 » بوذ كمنى وى برآمده بوذ زبر آب ، و بوذ كمردى را از يكى زن فرزند نيايذ و از ديكر بيايذ و سبب مزاج منى ايشان بوذ كى اكر هر دو « 5 » بيك مزاج آيذ از امزجه بذ فرزند نيايذ باز جن مخالف شوند آنجا ( f . 438 ) اعتدال بديذ آيذ و فرزند آيذ « 6 » ، و بوذ كى سبب از مزاج رحم بوذ جنانك ياذ كردهام « 7 » كى يا كرم مفرط بوذ يا سرد مفرط اينجا تكرار كردن فايده نبوذ « 8 » ، ديكر سخن كويم . فى حيلة المرأة ان لا تحبل « 9 » حيله زن آن بوذ كجن از جماع فارغ شذ وى دو كونهء خويش را بزمى برزند تا منى مرد از وى فروذ آيذ ، يا انكشت اندر كند و جهد كند و منى را بيرون آرذ ، يا سر زهدان را استوار كند بركو « 10 » يا بمازو و رشتهاى بربسته بوذ بمازو تا بتوانذ بيرون كشيدن ، يا مرد بسر قضيب خويش زهره اندر كشذ و بربندذ استوار تا جن منى بيايذ بزهره اندر افتذ نه برحم ، يا جهد كند و انزال نكند و از بيرون زهدان ريزذ منى را « 11 » ، يا زن
--> ( 1 ) - ف : « بخويشتن » ندارد ( 2 ) - ف : « بوى » ندارد ( 3 - 3 ) - ف : بكيرذ و باب برافكند تا آن منى زا بر اب بيستذ سبب از ان كس ( 4 ) - ب ه : افزوده . جداجدا ( 5 ) - ب ه : ظ . منى بيك مزاج باشند فرزند نيايد . . ( 6 ) - ب ه : و بود كى سبب از كرمى مزاج بود يا از سردى مزاج جون مفرط . . . فرزند نيايد و . . . كفتهام تكرار . . . ( 7 ) - ف : ياذ كردم ( 8 ) - ف : فايده نيست ( 9 ) - ف : باب حيله ناابستن شدن ( 10 ) - ب ه : بيش از مجامعت و جون خواهد بيرون كند ( 11 ) - ف : « را » ندارد