ربيع بن أحمد الأخويني البخاري
490
هداية المتعلمين في الطب ( فارسى )
و بيرون نيايذ آنكاه ببايذ كافنيدن « 1 » و بيرون آوردن سنك را « 2 » . [ صفت ] « 3 » داروى كى سنك از كرده بيرون آرذ : تخم كرفش و فو و مو و « 4 » دوقو و روينه و فطراساليون و اسارون و ابهل و نانخواه و تخم رازيانه و سنبل و قسط و باذام تلخ « 4 » از همه بجمله بيست درم سنك تخم خربزه ده درم سنك ذراريح نيم درم سنك اشق يك مثقال ، اشق را بكشايذ به شراب و اين ديكر داروها را بكوبذ و بدان شراب برافكند و حب كند ، « 5 » شربت « 5 » سه درم سنك به شراب يا بسكنكبين شكرى يا سكنگبين « 6 » عنصلى مر قوى را و آنكس را كى سنك اندر مثانه بوذ ، باز مر ضعيف را و آنكس را كى سنك اندر كرده بوذ يك درم سنك . [ صفت ] « 3 » معجون عقارب سوخته كى سنك بيرون آرذ : بكيرد كز دم سوخته سه « 7 » درم سنك و نيم جنطيانا درم سنكى و نيم « 8 » زنجبيل يك درم سنك بلبل و داربلبل از هر يكى دو درم سنك و نيم « 8 » بيخ كاكنج بنج درم سنك و نيم خزميان جهار درم سنك ، بكوبذ و ببيزذ و با انكبين بياميزد و « 9 » بنهان كند تا شش ماه ، و « 9 » باز شربتى مر قوى را دانكسنكى به آب كرفش و رازيانه ، و ضعيف را نيم دانك سنك « 10 » ، و اين مقدار مر كودكان را دهند ( f . 393 ) و باز مر بزركان را از نيم درم سنك تا يك درم سنك ، و اكر كزدم بكيرذ زنده و بيكى ديك نو اندر كند و آن ديك را بتنور « 11 » نيم كرم اندر نهد و يك شب « 11 » بجاى مانذ و بامداذ
--> ( 1 ) - ف : كافيذن م : كفانيدن ( 2 ) - ف : « را » ندارد ( 3 ) - از « م » افزوده شد . در اصل خوانده نمىشود ( 4 - 4 ) - ف : دوقوا و روينه و فطراساليون و باذام تلخ و ابهل و اسارون و نانخواه و تخم رازيانه و سنبل و قسط ( 5 - 5 ) - ف : چند نخوذ شربتى ( 6 ) - ف : بسكنكبين ( 7 ) - ف : شش ( 8 - 8 ) - ف : ندارد ( 9 - 9 ) - ف : تا شش ماه پنهان كند ( 10 ) - ف : « سنك » ندارد ( 11 - 11 ) - ف : نيم كرده اندر نهذ يك شب و