ربيع بن أحمد الأخويني البخاري

مقدمه 43

هداية المتعلمين في الطب ( فارسى )

* ابدال - در استعمال برخى از كلمات نسبت بدوره‌هاى بعد نوعى ابدال به چشم مىخورد ، گرچه ممكن است برخى از آنها تلفظ لهجه‌اى باشد مانند : استاخى ، گستاخى - بام ، فام - بگيريت ، بگيريد - مكنيت ، مكنيد - گوسپند ، گوسفند پلپل ، فلفل - نيلوپر ، نيلوفر - پانيد ، فانيد - كثيرا ، كتيرا - چشنگى ، تشنگى - چشنه « 1 » ، تشنه - ريواج ، ريواس - پچشك ، پزشك - پچشكى ، پزشكى - چوژه ، جوجه - كژى ، كجى - دمش ، تبش - پرك ، پلك - جوزه ، جوجه - جوژه ، جوجه - هژده ، هجده - هژدهم ، هجدهم - لازورد ، لاژورد ، لاجورد - كرفش ، كرفس - باشگونه ، باژگونه ، جوشيدن « 2 » ، دوشيدن - زفان ، زفانك ، زفانه ، زبان ، زبانك ، زبانه - يافه ، ياوه - چكندر ، چگندر ، چغندر - سولاخ ، سوراخ - گرماوه ، گرمابه - ويختن ، بيختن - ويراستن ، پيراستن - گوائى ، گواهى - خنب ، خم - سنب ، سم - جمبان ، ناجمبان - جنبان ، ناجنبان - انبردو ، امرود ، مرود . * در كتاب هدايه بعضى از كلمات به چند شكل به كار رفته است مانند : كسنى ، كاسنى نار ، انار - مرود ، امرود ، انبرود - كرنج ، كرينج - كنجد ، كنجيد - كهن ، كنانه ، كهنانه - لاكچه ، لاكشه - رودگانى ، روده - فرزه ، فرژه - فور ، بور - زرده ، زردى ( خايه ) - سپيده ، سپيدى ( خايه ) - شلغم ، شلمغ ، شملغ - زبوده ، زفوده - فربيون ، فرفيون - زرچوبه ، زردچوبه - سپستان ، سگپستان ، سقبستان - نيم‌رشت ، نيم‌برشت - فوتنج ، فودنج - كشوت ، كشوث - ياسمن ، ياسمين - شاسپرغم ، شاهسپرغم - اسپرغم ، سپرغم - زراوند ، زريوند - كبتر ، كبوتر - كندر ، كندرو . * تكرارهاى زائد - بعضى از كلمات بىضرورت و تقريبا بطور زائد به كار رفته است مانند : آب يخاب 161 ، 269 ، 387 ، جاى گرده‌گاه 484 ، بسحرگاه 534 ، بوقت سحرگاه 234 ، كه بىاستعمال آب ، جاى ، به ، بوقت ، نيز معنى مورد نظر از آنها استنباط مىشود و از همين نوع است عبارات ذيل كه در آنها يك كلمه دوبار تكرار شده است و چنين به نظر

--> ( 1 ) - ر ك . لهجه‌شناسى زبان فارسى از روى متون سدهء دهم و يازدهم ميلادى ، خطابهء آقاى ژيلبر - لازار در بيست و پنجمين كنگرهء خاورشناسان ، نشريهء دانشكدهء ادبيات تبريز ، سال سيزدهم ، ص 137 : چشنه Cishna « تشنه » ( بجاى صورت معمولى تشنه ) كه بايد تحت تأثير سغدى Cshn ' « تشنگى ، عطش » ، Cshnth « تشنه » قرار گرفته باشد . ( 2 ) - ر ك . همين خطابه : شكل غريب جوشيذن Joshi dhan كه هنوز در تاجيكى و بدخشانى متداول است ص 137