ربيع بن أحمد الأخويني البخاري

مقدمه 40

هداية المتعلمين في الطب ( فارسى )

در جمله يا جملات بعد بقرينه جملهء اول حذف شده است مانند : « تب غب آن بوذ كى يك روز بيايذ و يك روز نه » 704 ، « اين جهار قوّت يكى را جاذبه خوانند و ديگر را ماسكه و سديكر را هاضمه و جهارم را دافعه » 104 ، « از زير بوست بيرونين هشت عضلهء تنكست دو بر درازاى تن نهاذه است و دو بر بهناء تن و دو بوريب از سوى راست بسوى جپ و دو ديكر هم بوريب از سوى جب بسوى راست » 95 ، « و بدان ثابت خواندندش كه اين تب متمكن بوذ باندامهاء مفرده و اندر بيجيذه كشته و به دو اندر رفته » 657 2 - گاهى فعل يا رابطه فقط از آخرين جمله بقرينه جمله يا جملات قبل حذف شده است مانند : « از ان است كه آن اجسام كه تنهاى ما از ان آمذه است سه است ارواح است و اخلاطست و اعضا » 648 3 - در بعضى از عبارتها نيز فعل يك در ميان حذف شده است مانند : « اين كس دلير بوذ و متهور و سخت‌دل بوذ و بىرحم » 130 ، « جزوى از رك نرم‌تر نمايذ و جزوى صلب‌تر و جزوى شاهق نمايذ و جزوى منخفض » 800 4 - در برخى از عبارات فعل در جملهء اول و آخر آمده و در بقيهء جمله‌ها بقرينه حذف گرديده است مانند : « موى سر نه اندكى بوذ و نه بسيار و نه جعد و نه رنگى موى و آهسته بوذ و شتاب‌كار نبوذ » 121 ، « سياه بدل كرمى بوذ ايذر و سبيد بدل سردى و زرد بدل خشكى و سرخ بدل ترى بوذ » 20 5 - گاهى رابطه در جمله‌هاى اول و دوم و چهارم بقرينهء جملهء سوم حذف شده است مانند : « كويم هر دو مختلف‌اند هم بجنس و هم بنوع اعنى يكى دايمه و يكى دايره و يكى صفرائى است و يكى بلغمى » 675 6 - و بندرت كلمه‌اى بىقرينهء لفظى حذف گرديده است مانند : « ببايذ دانستن كه هر جند تب قوىتر و بىهشانه كفتن بيشتر علت صعب‌تر » 234 * با توجه بدانچه در باب تكرار و حذف كلمات مذكور افتاد اين موضوع نيز براى تكميل اين بحث درخور يادآورى است كه در كتاب هدايه ، در چند مورد نويسنده بجاى تكرار يك فعل معيّن در چند جملهء پياپى ، چند فعل مترادف به كار برده است و اين