ربيع بن أحمد الأخويني البخاري
مقدمه 41
هداية المتعلمين في الطب ( فارسى )
شيوهاى است كه از قرن پنجم ببعد رواج پيدا كرده است : « و نيز قى كند و نگاه كند تا كدام خلط برايذ همى و نيز مسهل دهذ و بنگرذ تا كدام خلط مىآيذ » 369 ، « زوج نخستين از مهرهى نخستين رويذ . . . و زوج ديگرم از مهرهى ديكرم خيزذ . . . و زوج سديكرم بيرون آيذ از گرد آمذن مهرهء سديكرم . . . » 53 * جملههاى شرطى - در بسيارى از جملههاى شرطى كه با « اگر » شروع شده است جملهء جواب شرط حذف گرديده و جملهء بعد با « و الّا » و « و گر نى » آمده است مانند : « اكر بدين به نشود و الّا با اين روغن كل كلاب قوى و سركا بياميزند » 222 ، « و اكر بدين بهتر نشوذ و الّا به دو كارد بر بايذ كرفتن » 276 ، « اكر به شوذ و الّا بفزايذ برين يك درم سنگ » 408 ، « اكر به شد بدين و گرنى داغ بايد كردن » كه در اين جملات بقياس عبارت ذيل : « اكر تا جهل روز باك شذ خود نيكو و الا [ شوشه ] را تباه كند و سل كنذ » 331 ، جملهاى نظير « خود نيكوست » حذف شده است . * تخفيف - با آنكه نثر كتاب هدايه در كمال سادگى و بىپيرايكى است و بر خلاف نثر فارسى قرن ششم هجرى ببعد لفظ را جز بيان معنى وظيفهء ديگرى نيست ، استعمال كلمات مخفف بىضرورت ، درين كتاب قابل توجه است . مىدانيم كه در شعر فارسى و نثرهاى مصنوع يا فنى ، شعرا و نويسندگان براى صحت وزن يا درستى قافيه و سجع بناچار بعضى از كلمات را به صورت مخفف به كار مىبرند و ارباب ادب آن را از جملهء ضرورات شعرى مىشمارند مع هذا شمس قيس رازى در ذيل عنوان « عدول از جادهء صواب در شعر » حتى به كار بردن همين كلمات مخفف را نيز براى شاعر مجيد جايز نمىشمارد « 1 » و بطريق اولى استعمال آن در نثر كاملا ساده و ابتدائى كتاب هدايه بىمورد و زائد مىنمايد مگر آنكه اين امر را مربوط بلهجهء نويسندهء كتاب و نويسندگان همعصر او و از جملهء مختصات عمومى نثر قرن چهارم بدانيم زيرا به كار بردن كلمات مخفف در نثر منحصر به كتاب هدايه نيست چه در بقيهء آثار منثور قرن چهارم نيز ديده مىشود مانند :
--> ( 1 ) - ر ك . المعجم فى معائير الاشعار العجم . تصحيح مرحوم قزوينى ، چاپ آقاى مدرس رضوى ، ص 230