ربيع بن أحمد الأخويني البخاري

مقدمه 28

هداية المتعلمين في الطب ( فارسى )

نگرديدن بقوّت بيمار اكر با همين قوت بوذ بيمار رست و كر ضعيف بوذ دشوار بوذ » 696 * افعال مقاربه : « ازين قرص يك درم سنك بداذ بخوردم بخواستم مردن » 581 ، « به آتش اندر افتاذ و همىبخواست سوختن » 282 * افعال ذو وجهين : « امعاى اماسيذه را بسوزند » 460 ، « جنانك بكيرذ علك شاخ را و بسوزد و . . . » 278 ، « باز اكر كهن [ بوذ ] ببايد خاريدن بسيار تا خون از وى بكشايد و بروذ . » 418 * مضارع اخبارى بجاى مضارع التزامى : « آب نار ساذه و آب سيب و آب ابى دهندش خام با زفوذه هر جند قى كند دمادم ديكر مىدهند اندك‌اندك تا مكر قرار كيرذ » 389 * وجه مصدرى - كثرت استعمال افعال در وجه مصدرى از جمله مختصات بسيار بارز اين كتاب است مانند : « آب را بر وى بايذ نهاذن و جنين برف را اندر آب نبايد فكندن » 161 ، « آب يخاب و كلاب و سركا بر روى وى بايذ زذن و روى و موى وى كشيدن و بويهاى خوش بيش بينى وى داشتن و ضمادهاى خوش [ بوى ] بر مفاصل وى نهاذن و آن طعامها دادن كمن آنجا ياذ كردم » 387 * موضوع قابل توجه ديگر در مورد به كار بردن وجه مصدرى آنست كه چون كلماتى مانند « بايد » و « بسيار » و امثال آن را با فعل مركبى كه در وجه مصدرى استعمال شده به كار برده است اين دو كلمه را بين دو جزء فعل مركب آورده است : « يا كاه ضمادها نرم - كننده بر بايذ نهاذن و كاه ضمادهاء كشاينده » 605 ، « اكر بدين به نشوذ صبر و مر . . . و خون سياوشان بر بايذ براكندن » 614 ، « بيوسته آب سرد بر بايذ ريختن » 628 « اكنون قى بسيار بايذ كردن » 591 * فاصله بين حرف نفى و فعل - در برخى از موارد بين حرف نفى و فعل كلمه يا كلماتى فاصله شده است : « و اين نه جايگاه اين سخن است » 113 * فعل مجهول - در اكثر موارد فعل مجهول بكمك فعل « آمدن » به كار رفته است مانند : « شكل سپرز درازست و نهاذه آمذه است ببهلوى جب » 92 ، « فاما علاج يك كونه كفته