ربيع بن أحمد الأخويني البخاري
مقدمه 23
هداية المتعلمين في الطب ( فارسى )
مزمن ، تبهاى مختلف ، حركتهاى مختلف . * اولىتر - با آنكه كلمهء « اولى » افعل تفضيل است و بىافزودن « تر » ، علامت صفت تفضيلى فارسى ، معنى صفت تفضيلى را بيان مىكند در كتاب هدايه در دو مورد اين كلمه به شكل « اولىتر » استعمال شده است : « پس جنين اولىتر بوذ كه . . . » 702 ، « بباب نزله باز - كرديم جه بس از دماغ وى اولىتر است بياذ كردن » 267 ، البته بعض از فصحاى فارسىزبان نيز در قرنهاى بعد كلمهء « اوليتر » را به كار بردهاند ولى دو شاهد فوق در رديف قديمىترين موارد استعمال اين كلمه در آثار مكتوب زبان فارسى قرار دارد . * مؤلف كتاب در برخى از موارد كه خواسته است حالت كسى يا چيزى را بيان كند تركيباتى نظير « چون خفتهاى » و « چون مرهمى » به كار برده است مانند : « و حالى بديد امذ بر وى كى ورا سبات ارقى خوانند ، وى آن بوذ كه جن خفتهاى كردد ، لكن نيمه سبيدى جشم وى بديد بوذ و بلكهاى جشم جنبان بوذ » 463 ، « با روغن كل بكدازى و برافكنى بر ان كوكنار بشير بخته و كوفته به اندازه حاجت تا جن مرهمى كردذ و ضماد كند » 565 ، اين طرز استعمال در كتابهاى قرن پنجم و ششم نيز كم نيست مانند : چون اندوهناكى ، چون متحيرى ، چون غمناكى ، چون دژمى . « 1 » * اعداد ترتيبى يا وصفى - چند موضوع ذيل در مورد به كار بردن اعداد ترتيبى يا وصفى ( دوم و سوم ) قابل ملاحظه است : 1 - ديگر ، سديگر - در بيشتر موارد بجاى « دوم » و « سوم » به ترتيب « ديگر » و « سديگر » ( سه ديگر ) آمده است مانند : « آن قوّتها كى اندر تن ماست سه جنس است : يكى جنس قوّت نفسانى و ديكر قوت حيوانى و سديگر قوت طبيعى » 101 مرحوم بهار در اينباره نوشتهاند : « ديگر از اختصاصات قديم آنست كه غالبا در شمارهء چيزها كه از يك تجاوز مىكند بجاى دوم و سوم ، دو ديگر و سه ديگر مىنويسند و در املاى آن هم تصرف كرده ديكر بدون واو و سديگر بدون ها آورند چنان كه گويند : نخستين ، ديگر ، سديگر ، چهارم . » « 2 » چنين به نظر مىرسد كه « دو ديگر » يا « ديگر » صحيحتر از « ديگر » است
--> ( 1 ) - رك . كليله و دمنه ، تصحيح آقاى مجتبى مينوى 82 / 7 ح ، 88 / 10 ح ، 100 / 7 - 8 ( 2 ) - ر ك . سبكشناسى ، ج 1 ، ص 403