ربيع بن أحمد الأخويني البخاري

مقدمه 21

هداية المتعلمين في الطب ( فارسى )

عنبى سولاخ است » 76 ، « اين سرخه بر مهرهاء كردن بر بسته آمده است استوار » 87 ، « و آن اماذكان را كار آسان‌تر بوذ ازين ديكران و اين‌بار به توانذ كشيدن » 387 ، همچنين است استعمال « اين » پيش از كلمهء « چنين » : « بدين جنين معالجت بسيار كس برسته است » 704 ، « جى اين‌جنين داروها تب را برفروزانند » 460 ، « نيك حذر بايذ كردن مردمان ديكر را ازين جنين مردم » 584 * ضماير متصل مفعولى - در نثر قرن چهارم بجاى ضماير منفصل مفعولى بيشتر ضماير متصل مفعولى به كار رفته و از آن جمله است : « اين آن وقت بوذ كى شان انزال منى افتذ » 142 ، « اين بوذ كى طعام بسيار آرزو كند اين بيماران را و نكوارذشان و شكم باذ كيرذشان و دايم شكم روذشان » 247 ، « و زجيزهاء جرب و شيرين مضرت رسذش » 131 * پسوند « ناك » و « ناگ » - علاوه بر آنكه در كتاب هدايه صفتهاى مركب مانند : بادناك 360 ، بويناك 344 ، 377 ، بيمناك 186 ، بيمارىناك 134 ، 152 ، خشم‌ناك 36 ، خواب‌ناك 120 ، سپوس‌ناك 157 ، 244 ، سنگ‌ناك 156 ، غم‌ناك 772 ، كفك‌ناك 321 ، گوشت‌ناك 623 نمناك 636 ، كه در متون قرن چهارم و دوره‌هاى بعد نيز كم‌وبيش متداول بوده است استعمال شده ، همين صفتها گاهى با پسوند « ناگ » نيز به كار رفته است مانند : بيمناگ 120 ، خشم‌ناگ 119 ، خواب‌ناگ 35 ، 119 ، سنگ‌ناگ 153 ، شوره‌ناگ 152 ، موىناگ 134 ، ناماننداگ 134 ، نم‌ناگ 152 ، 279 ، و بطورى كه ملاحظه مىشود بعضى از اين صفات مركب مانند بيمناك ، خشم‌ناك ، سنگ‌ناك و نم‌ناك بهر دو صورت استعمال شده است . * پسوند « گين » و « گن » - از صفتهاى مركب با پسوند « گين » و مخفف آن « گن » نيز كلمات بيمارگين 120 ، حسدگين 117 ، غمگن 803 ، شوخگن 151 ح ، رحمگن 117 ح استعمال شده است . * صفت عادى بجاى صفت تفضيلى - در بسيارى از موارد كلمهء « به » و « كم » بجاى « بهتر » و « كمتر » به كار رفته است مانند : « از همه به قافله بوذ كى بخايد » 375 ، « و نبض بميانهء تيرماه صغير بوذ و بسرعت و تواتر كم از آن بوذ كه بتابستان بوذ » 806 * مطابقهء صفت و موصوف در افراد و جمع - با آنكه در زبان فارسى اعم از آنكه