ربيع بن أحمد الأخويني البخاري
142
هداية المتعلمين في الطب ( فارسى )
زاذن بوذ تا وقت رسيذن « 1 » و اين ان وقت بوذ « 2 » كى شان انزال منى افتد « 2 » و سال جوانان از وقت رسيذن بوذ تا سى و بنج سال و « 3 » سال كهلان « 3 » از سى و بنج بوذ تا شست و سال « 4 » بيران از شست تا آخر عمر ، و بدانك « 5 » مر نكاه داشتن تندرستى را و آوردن تندرستى را شش سبب بوذ « 6 » و اين اسباب مشترك بوند ميان تندرستى و ميان بيمارى جنانك اين اسباب تا معتدل « 7 » باشند به مقدار حاجت بكميّت و كيفيت و وقت و ترتيب سبب كردند مر نكاه داشتن تندرستى را بر تندرستان و آوردن تندرستى را « 8 » بتنهاء بيماران و جن بيرون شوند از اعتدال بكميّت « 9 » يا بكيفيت « 9 » يا بوقت يا به ترتيب سبب گردند مر نكاه داشتن بيمارى را بر بيماران و آوردن « 10 » بيمارى را بتندرستان « 10 » و اين شش جيز اين بوذ كياذ خواهم كردن « 11 » : اول اين هوا كى گرد كرفتست مر تنهاء جانوران « 12 » را و ديكر آنج بخورند از طعام و شراب و دارو و سديكرم « 13 » آن جيزها كى اندر تنهاء جانوران بمانذ از فضول اخلاط [ و ] « 14 » براز و بول و مخاط و خوى و ريم تن و بخارها يا ناآمدنى بوذ به همه رويها و بيايذ جن خون يا آمذنى بوذ « 15 » و « 15 » بسيار آيذ جن شكم رفتن يا آمدنى بوذ « 16 » و نيايذ جن بول سياه و جهارم خواب و بيدارى و بنجم جنبش و آرام « 17 » و ششم حوادث نفسانى « 18 » اعنى غم و خشم و فزع و بيم و آنج بدين ماند و جن اين شش
--> ( 1 ) - ف : بلوغ ( 2 - 2 ) - ف : كه انزال منى افتذشان ( 3 - 3 ) - م : دو موى ( 4 ) - ف : سالهاى ( 5 ) - ب ه : حفظ صحت را و اختلاف صحت را شش سبب باشد ( 6 ) - ف : است ( 7 ) - ف : نامعتدل ( 8 ) - ف : « را » ندارد ( 9 - 9 ) - ف : و كيفيت ( 10 - 10 ) - ف : بيمارى بدرستان ( 11 ) - ف : كه ياذ كرد خواهم ( 12 ) - ب ه : ما ، خ ( 13 ) - ف : سديكر ( 14 ) - از « ف » و « م » افزوده شد ( 15 - 15 ) - ف : و لكن ( 16 ) - ف : افزوده . به همه رويها ( 17 ) - ف : آرامش ( 18 ) - ف : حوادث نفس