ربيع بن أحمد الأخويني البخاري

86

هداية المتعلمين في الطب ( فارسى )

است [ يكى دهانه است كه هوا از شوشه بسوى دل اندر آيذ و مرين دهانه را بردها است ] « 1 » شكاف وى از بيرون بسوى « 2 » اندرون تا از دل بدين دهانه جيزى بيرون نيايذ و يكى دهانه ديكر [ است ] « 3 » كى منبت شرايين ازين دهانه بوذ و مرين دهانه را بردها است ، شكاف وى از اندرون بسوى « 2 » بيرون تا از شرايين جيزى بدل اندر نيايذ و منبت اين اغشيه و شكافهاء وى بشرح كردن « 4 » دشوار است و لكن آنجا كهيئت مثانه است بكويم جه اين همانست و آن همان « 5 » ، و شرايين را دو طبقه بوذ و طبقهاء شرايين سطبرتر بوذ و استوارتر و آن رگ كى از دل بشوشه روذ ورا يك طبقه بوذ و لكن همان طبقه سطبر بوذ و خداوندان تشريح اين رك را عرق « 6 » الضارب الذى خلقته خلقة عرق غير الضارب « 7 » خوانده‌اند . و دل را دو افزونى است كو را « 8 » كوشهاء دل خوانند « 9 » يكى بسوى جب و ديكر بسوى راست و شرايين از كوش جپ بيرون آيذ و خون از كوش راست اندر آيذ و « 10 » بشوشه خون « 10 » از كوش راست روذ و هوا از شوشه بدل « 11 » بكوش جب اندر آيذ و از دل بسوى اندامها هم از كوش جب بيرون روذ . فى هيئة المرى و المعدة « 12 » كفته بوذيم كى از استخوان آخرك كتف « 13 » با استخوان زهار به دو نيمه « 13 »

--> ( 1 ) - از « ف » افزوده شد . ب ه : يكى دهانست كه هوا از شش بسوى دل اندر آيد و مرين دهانه را بردهاست ، صح ( 2 ) - ف : سوى ( 3 ) - از « ف » افزوده شد . ( 4 ) - ف : شرح كردن ( 5 ) - ف : همين ( 6 ) - ف : العرق ( 7 ) - ف : غير ضارب ( 8 ) - ب ه . ببارسى ( 9 ) - ف : خوانده‌اند . ب ه : و بتازى زوايد خوانند ، صح ( 10 - 10 ) - ف : شوشه ( 11 ) - ف : « بدل » ندارد ( 12 ) - ف : باب فى هيئة المرى و المعدة ( 13 - 13 ) - ف : به دو نيمه است تا استخوان زهار