ربيع بن أحمد الأخويني البخاري
62
هداية المتعلمين في الطب ( فارسى )
و هفده عضله مر جنبانيذن سينه را و دم زدن را تا لختى سينه باز كند « 1 » و لختى فراز كند و جهل و هشت عضله بر بشت نهاذه آمذه است تا بشت را كوناكون حركت دهند و هشت عضله نهاذه آمذه است بر بوست شكم از استخوان سينه تا استخوان زهار لختى بدرازاء تن « 2 » و لختى ببهنا و لختى بوريب تا بوست شكم را كوناكون حركت دهند از فشاردن و گرد اندر آمذن و مانندهء « 3 » اين و نيز يارى دهند مر حركات ديكر اندامها را و جهار عضله بر خايه نهاذه امذه است و جهار عضله بر ذكر و يكى عضله بر كلو مثانه تا بول را نكاه دارذ تا بيرون نيايذ بىمراد و جهار عضله بر سر مقعد تا نكاه دارذ تا غايط بيرون نيايذ بىمراد و بيست و شش عضله نهاذه امذه است بر دو كونه مر جنبانيذن ران را و بيست عضله نهاذه آمدست بر « 4 » ران مر جنبانيذن ساق را و بيست و بنج عضله « 5 » مر جنبانيدن بايشنه را و بعضى ازين جنبانيدن انكشتان باى را نهاذه آمذه است اين بيست بنج عضله « 5 » بر ساق تا اين اندامها را حركت ارادى دهند كى ياد كرديم « 6 » و بيست و دو عضله نهاذه آمذه است بر بايشنه و بشت باى تا مر انكشتان را حركت « 7 » دهند ارادى . اين بوذ شمار عضلها كى ياذ كردم بتوفيق خداى « 8 » .
--> ( 1 ) - ف : سينه را باز كشد ( 2 ) - ف : « تن » ندارد ( 3 ) - ف : مانند ( 4 ) - ف : افزوده . دو كونه ( 5 - 5 ) - ف : ندارد ( 6 ) - ف : ياذ كردم ( 8 - 7 ) - ف : ارادى دهند اينك شمار عضلها اين بوذ كه ياد كردم ( 8 ) - ب ه : عز و جل