محمد بن زكريا الرازي

54

منصوري في الطب ( فارسى )

شده و همچنين واژه‌ها و جمله‌هايى كه هيچ‌گونه وابستگى به موضوع ندارند ، نمونه آن در جمله‌اى كه مىآيد است ، ( و إن كان ينزل من حنك العليل إلى فمه شئ ردئ الطعم يحسه او دجاج مشوى على النار و خبز الطابق و نرتاح ساعه ، فليتغرغر . . . ) پس از جمله ( دجاج مشوى ) كه در يكى از دست‌نوشته‌ها آمده عبارتى است كه هيچ‌گونه وابستگى به موضوع ندارد و آن التهاب و برافروختگى بينى كه نگارنده از آن سخن مىگويد . و چه‌بسا رونويس‌كننده در هنگامى كه با كسى ديگر سخن مىگفته ، و يا گاه خوراك ناهار يا شام او بوده كه به اين شكل دچار حواس‌پرتى شده و آنچه را نبايد بنويسد ، نوشته است . و در رونويسى ديگر آمده ( يؤخذ عشره أساتير ) بجاى ( يؤخذ عشره دراهم ) كه منظور او را از آوردن واژه اساتير ( ذ : چهار مثقال و نيم ، منتهى الارب ) نفهميديم . 5 - افزودن واژه‌ها و جمله‌ها و پانوشت‌هايى كه در ديگر رونويس‌ها وجود ندارد ، از اين منظر دست‌نوشته « تيمور » در بالاترين جايگاه قرار گرفته است ، زيرا در ميان سطرهاى رونويس آن جمله‌هاى افزودنى كه نيازى به آن نيست و شايد براى گسترش مطالبش مىباشد ، بخش نخست در گفتار با نام خدا ( بسم اللّه الرحمن الرحيم ) و پايان جمله سپاس ( حمد و شكر ) آمده است . همچنين بسيار آوردن جمله ( إن شاء اللّه ) كه مىگويد ( و يبرأ إن شاء اللّه ، . . . ) . و من با باور بالايم به خداوند و پايبنديم به سخنانش [ و ما تشاؤون إلا أن يشاء اللّه ] و همواره با نام خدا بودنم با اين همه در آوردن نام خدا به جهت پاسدارى از امانتدارى از نوشته ديگران بر آن شدم كه هنگام رونويسى از ياد كردن نامش به تكرار خوددارى نمايم و باز رونويس‌كننده‌ى دست‌نوشته « يحيى » در پايان بخش ( گفتار ) نهم خود جدول‌ها و طلسم‌هايى را آورده كه فهميدنى نمىباشد و بمانند سخنان پيچيده و سرپوشيده است كه سه صفحه دست‌نوشته را در بر مىگيرد . 6 - پس و پيش كردن‌ها . همچون ( الفم و الأنف ) كه ( الأنف و الفم ) شده ، ( و يؤخذ دارصينى و فوفل و عنب الثعلب ) كه ( و يؤخذ فوفل و دار صينى ) شده ، و واژه ( عنب الثعلب ) افتاده است . به اين‌گونه نمونه‌ها ، بسيار برخورده‌ام كردم . 7 - بازى كردن با وزن‌ها از نظر اندازه و نوع آن . در اين‌باره من به دو جابجايى برخورد كردم و گمان نمىكنم كه توانسته باشم به درستى به ثبت وزن‌ها رسيده باشم مگر آن كه با سه دست‌نوشته ديگر هماهنگى داشته باشد .