محمد بن زكريا الرازي
51
منصوري في الطب ( فارسى )
با اين همه ، برخى اشتباهها و لغزشهايى كه از ديد من پنهان ماند و بهانهام در چنين موقعيتى همچون مثل مردمى و رايجى است كه مىگويد « تماشاگر نمىتواند نقش بازيگر را داشته باشد » چهبسا خواننده اگر به گوشهاى از سختىهايى كه با آنها در كار خود برخورد داشتم برخورد مىكرد ، پوزش مرا مىپذيرفت و نمونهى آنها يادداشتهاى زير است كه من آن را به دو گونه بخش كردهام گونهاى كه ويژه خود نگارنده است و گونهى ديگر وابسته به رونويسكنندگان . [ ويژگيهاى نگارنده ] آنچه كه ويژه نگارنده است مهمترين آن چنين مىآيد : 1 - پايبند نبودن نگارنده به دستور زبان تازى [ كه چه بسا او در اين كار ( به جهت ايرانى بودن ) بىگناه باشد ] ازاينرو كتاب پر از لغزشهاى واژهاى و دستور زبانى مىباشد . چه بسيار واژههايى كه بايد در دستور زبان عربى مرفوع باشد بمانند ( فاعل يا نائب فاعل يا اسم كان ) ولى مىبينيم منصوب آمده و ز آنسو . نمونه آن ( يؤكل زيرباجا ) ، ( إنك تلقى فيه اوقتيان من السعتر . . . ) . ولى درباره حرف جر و اشاره و جزم و مانند آنها اينگونه در ديدگاه نگارنده مىآيند كه هيچكارهاند و هيچگونه توانايى كاركردى و حركتگذارى روى واژهها ندارند . و نمونه آن در جمله ( فتلك علامتان ليستا بالصالحتان ) و اين يكى از بيشمارگان است كه برخى از آنها را در پانوشت ياد كردهام . 2 - بسيارى از واژههاى غير تازى در نوشتههاى نگارنده مىآيد كه نمونههاى آن بسيار است و ما برخى از آنها را در پانوشتهايمان آوردهايم . چه بسيار جملههايى كه نگارنده از آن با عنوان نرينه سخن مىگويد و در پايان آن جمله آن را مادينه مىكند . و ز آنسو : ( يؤخذ أفاعى أناث ، و نختار منه ما كان يضرب إلى الشقرهء و كانت سريعه الحركه . . . ) بدينگونه اين جمله در چهار رونويس همانند آمده است . و مانندش ( يسقى الحامل و تمرخ جسمه . . . ) . و چه جملههاى كه با فعل گذشته يا آينده در آن سخن به ميان آمده ولى با جلوتر رفتن و جملههايى پيوستى ديگر كه در پى آن آمده ، گونه فعل دگرگون