محمد بن زكريا الرازي
33
منصوري في الطب ( فارسى )
او مىگويد فنومنها يا پديدارها دريافتهاى ذهنى از نومنها مىباشند كه نومنها بر اثر اين خصوصيات و عوارض دريافت مىشوند ، نه در صورت برهنه و عارى ازين دريافتها . پس با اين ديد اگر اقامهى حدّ و تعزيرى در بين باشد ، بايد در وقتى باشد كه شخص حكمى ذهنى را عين حكمى عينى امرى داند و بگويد فى المثل اين قدمت انگارى ذهن من براى امرى حقيقت واقعى و ذاتى عينى ان امر در خارج است . ارسطو و بوعلى و رازى و امثال آنان آنچه مىگويند حديث ذهن است ، نه بيان واقعى نومن . پشه كى داند كه اين باغ از كى است * در بهاران زاد و مرگش دردى است اسف برين حدود و تعزير جارىكنندگان كه با خيالى و وهمى شوكران به دست بزرگانديشانى مىدهند كه « واى اگر از پس امروز بود فردايى » رازى شايد در بحثهاى فلسفى خود به پاى بو على سينا نرسد ولى با طرح نظريه « قدماى خمسه » خود مبدع فكريست در فلسفه و اين مىرساند كه اين پزشك عالىتجربه كار ايرانى همچنانكه در علم كيميا تيزاب سلطانى و الكل را ابداع كرد در فلسفه نيز مقلدوار در پى حكيمان يونانى نرفت بلكه با ابداع فلسفى خود را صاحب انديشه اصيلى معرفى نمود . بههرحال قوم ايرانى به خود مىبالد كه تاريخ انديشه اسلامى در يكى از رشتههاى برجسته علمى خود كه سروكار با حيات انسانى دارد سالها و قرنها اين رشته را در زير دستورها و داروهاى دو كتاب معتبر پزشكى يكى « حاوى » رازى و ديگر « قانون » بو على دو فرزند اصيل ايرانى داشته است و اميد آنكه تا جهان هست هميشه چنين باشد ! ! رحمانآباد ، كاشانك ، شميران ، زمستان 1384 شمسى سيد عبد اللّه انوار