محمد بن زكريا الرازي
70
كتاب الجدري والحصبة ( آبله و سرخك ) ( فارسى )
دهان و گلوى بيمار آثارى كه او را آزار دهد و حرارتش كم بود و مزاج هم لينت نداشت ، بايد كمكم لعوق « 1 » كره و شكر طبرزد به بيمار بخورانى . اگر در دهان و گلو حرارت و التهاب شديدى بود بايد ، لعاب اسپرزه و بادام پوستكنده و شكر طبرزد بدينترتيب بوى داده شود : بادام شيرين پوستكنده يك جزء ، تخم كدو دو جزء ، شكر طبرزد سه جزء ، لعاب اسپرزه بقدرى كه آن را قابل لعوق كند . اگر مزاج بيمار روان بود ، بايد لعوقى مركب از صمغ عربى و بادام پوستكنده و تخم خيار و نشاسته و لعاب به بيمار داد . پس از آن بايد به مفاصل مريض توجه كنى ، زيرا ممكن است در آنها آبله زياد و بدخيمى پيدا شود ، كه مفاصل را خراب و استخوانها و رباطها « 2 » و اوتار « 3 » بيمار را نمايان سازد . اگر نشانههاى آبله زياد و شديد و دانهها آبدار بود ، بايد فورا مفاصل را با صندل « 4 » و ماميثا « 5 » و گل ارمنى « 6 » و گل سرخ و كافور و سركه و گلاب طلا كرد ، ولى بايد متوجه بود كه از حدود مفاصل تجاوز نشود و اگر زخم بزرگى پيدا شد
--> ( 1 ) - هر چيز ليسيدنى و دوائى كه با انگشت ليسند و همچنين هر داروى لعابدار كه متدرجا و اندكاندك خورند ، يا انگشتپيچ . فرانسه آن Looch است . ( 2 ) - Ligaments . ( 3 ) - Tendons . ( 4 ) - Santal . ( 5 ) - شرح آن آمد . ( 6 ) - Bol arme ? nien يا Terre bolaire .