محمد بن زكريا الرازي

51

كتاب الجدري والحصبة ( آبله و سرخك ) ( فارسى )

فايده دارد و از شدت طواعين « 1 » و ورشكين « 2 » مىكاهد و ذات الجنب « 3 » و درد گلو را از بين مىبرد و بطور كلى تمام امراض صفراوى و خونى را بر طرف مىسازد . بايد در وسط روز با آب سرد مريض را شست و او را در آب فروبرد « 3 » و بايد از دادن شير و شراب « 4 » و خرما و عسل و بطور كلى شيرينىها به مريض اجتناب نمود .

--> « بقيه حاشيه از صفحه قبل » به حواشى صفحه 41 و فهرست مولفات و مصفات ابو بكر محمد زكرياى رازى تهران 1339 انتشارات دانشگاه شماره 500 و شرح‌حال و مقام محمد زكرياى رازى تهران 1318 تاليف مولف و ترجمه حكايات و تاريخچه‌هاى طبى و بالينى رازى بكوشش مولف ) . ( 1 ) - كلمه طواعين كه در اين فصل آمده است ، جمع طاعون است ولى مقصود از طاعون بيمارى مهلك و خطرناك كه ترجمه آن در زبان فرانسه ( Peste ) است نمىباشد ، بلكه مقصود لفظ كلى و اعم از طاعون و ساير بيمارىهاى مسريه مىباشد . بايد دانست كه كتاب « آبله و سرخك » را در قديم بنام De Pestilentia » يا « De Peste مىناميدند و اين ترجمه ناشى از ورود كلمه طاعون در اين رساله مىباشد ، نه آنكه رساله از بيمارى طاعون صحبت نمايد ، بدليل آنكه بلافاصله در دنبال طواعين كلمه ورشكين آمده است و اين دو كلمه عوارض سخت و ناهنجار آبله مىباشند . ( 2 ) - ورشكين - اين كلمه مأخوذ از فارسى است و مركب از دو كلمه مىباشد اول ور ( بريا پهلو ) و اشكين ( شكستن ) ( حاشيه صفحه 24 كتاب آبله و سرخك چاپ بيروت 1872 ميلادى ) كه به ظاهر به نظر مىرسد شكستكى استخوان سينه يا استخوانهاى سينه باشد ولى در اينجا بيشتر مقصود عوارض و دردهاى قفسه صدرى مىباشد . ( 3 ) - در متن عربى بر اسم ( جمع برسام ) آمده است . برسام مركب از دو كلمه بر يعنى سينه ( صدر ) و سام يعنى ورم و التهاب ( ورم و رنج سينه ) ، بمانند سرسام كه مركب از دو كلمه سر و سام مىباشد كه معادل آن مننژيت ( Me ? ningite ) است . هر دو كلمه مركب بالا يعنى برسام و سرسام عينا در عربى استعمال مىشود . برسام ، التهاب پرده‌بين قلب و كبد است ( صفحه 219 غرائب اللغة العربيه ) ، معادل برسام در پزشكى « عوارض ريوى » مناسبتر و در فرانسه Pleurite است . ( 4 ) - مقصود از شراب ( خمر ) است