جمعى از نويسندگان ( افلاطون ، جالينوس ، امام علي ع ، كرمانى ، ناشناخته )
66
شش رساله كهن پزشكى ( فارسى )
باب بيست و پنجم در صفت گياهى كه أو را نام أو را سكاست خوانند و در كوه [ و ] وادىها مىرويد و برگ أو مدوّر است و ساق أو سرخ است و برگ أو زرد است و بوى دارد چون بوى مشك و شير زرد دارد مثل زعفران ؛ و چون بيابى أو را بشناسى ، بستان و بكوب و آب أو را بگير و بر قمر بمال و بگداز و بريز كه چون سبيكه شود كه ذهب است ؛ و اگر خواهى بستان جزوى آب وى را بر صد جزو قلعى طرح كن كه زر خالص گردد . باب بيست و ششم در صفت شجرى و گياهى كه أو را بلوط گويند و بر برگ ساق أو خار باشد و بوى أو مثل بوى كاسنى باشد . پس چون أو را بيابى بستان و بكوب و آب أو را بكوب و بگير و جزوى از اين آب بر هزار جزو طلق خام بريز كه حلّ مىشود ، همچون آب روان گردد و در يك ساعت و از آن طلق محلول جزوى بر هزار جزو زيبق طرح كن و بر حديد و رصاص بزن كه قمر است . پس بستان از اين شجره پارهاى بجوشان با جزوى حديد كه حلّ مىشود . بستان در ساعت آن حديد را كه حلّ شده است و بر هزار جزو رصاص را يك جزو بزن كه قمر است ، و به زيبق بزن از آن آبهاى محلول كه شمس است .