جمعى از نويسندگان ( افلاطون ، جالينوس ، امام علي ع ، كرمانى ، ناشناخته )

67

شش رساله كهن پزشكى ( فارسى )

باب بيست و هفتم در صفت گياهى كه نام أو قول است و شاخهاى أو سياه است كه اگر بر جسد آدمى برسد ، بچسبد كه ديگر مشكل توان شستن و سواد أو زايل نشود و بار دارد مثل باقلى . اگر أو را بيابى و بشناسى و بچينى و خشك كنى ، نگاه‌دار و بكوب و طرح كن بر حجرى كه سقط ذوب باشد مثل طلق و غيره كه در ساعت بگدازد . پس بستان آن حجر گداخته را جزوى بر صد جزو عبد عبيط بزن كه عقد است و يكى از آن معقود بر هزار از هر جسدى كه باشد طرح كن ، قمر بيرون آيد . باب بيست و هشتم در صفت گياهى كه نام أو بيلوكا ست و در عرب أو را لاغه گويند و أو در كنار راه‌ها و در صحراها و در كنار آب‌ها مىرويد و جايى كه آب شتّه باشد و برگ أو مثل برگ ترب باشد و بيخ أو نيز چون ترب است و چون بشكنى بيرون آيد از أو شير سرخ ؛ و چون أو را بيابى و هم بشناسى ، بستان و بكوب و آب أو را بگير و بستان جزوى از آن آب و طرح كن بر صد جزو رصاص اسود و ارزيز و يا فضّه كه شمس خالص آيد كه تغيير نيابد تا دور دامنه قيامت ؛ و اگر از أطراف اين گياه بستانى و تصعيد به خمر يا بخل خمر باشد خالص و بر نحاس بمال و بگداز كه سبيكه بيرون آيد كه هرگز تغيير نيابد ، و السّلام .