جمعى از نويسندگان ( افلاطون ، جالينوس ، امام علي ع ، كرمانى ، ناشناخته )
65
شش رساله كهن پزشكى ( فارسى )
باب بيست و دوم در صفت گياهى كه أو را نعشك گويند و أو در كوهها و بيابانها مىرويد و برگ أو چون برگ كنگر باشد و گل أو مثل شوكران باشد . چون أو را بيابى و بشناسى ، بستان أو را و بكوب و آب أو را بگير و طبخ كن به رصاص اسود سه روز كه از آنچه أو مىرود ، سواد و سرعت گدازى گردد از آنچه كه دارد ، و يكى از اين رصاص بر صد رصاص طرح كن كه قمر شود ، به قدرت اللّه تعالى . باب بيست و سيم در صفت گياهى كه نام أو گوش است يعنى اذن ، و أو در كوه و صحرا مىرويد و برگ أو چون برگ روعناس بود . چون بيابى أو را و بشناسى ، بستانى و بكوبى و آب أو را بگيرى و تصعيد كن به زحل يا مشترى منقّى كن كه شمس خالص شود ، به قدرت اللّه تعالى . باب بيست و چهارم در صفت شجرى كه أو را خورشا گويند و أو مثل مرزنگوش بود و گل كبود دارد و ساق مثل أو مىرويد و به أو شباهت دارد ؛ و چون بيابى أو را و بشناسى ، بستانى أو را و بكوبى و آب أو را بگيرى و زيبق در أو عقد كنى و جزوى از اين معقود بر صد جزو و زيبق اندازى كه عقد مىشود و ذهب خالص شود ، به قدرت اللّه تعالى و تقدّس .