جمعى از نويسندگان ( افلاطون ، جالينوس ، امام علي ع ، كرمانى ، ناشناخته )
64
شش رساله كهن پزشكى ( فارسى )
باب نوزدهم در صفت نباتى كه أو را بالكندس گويند و هميشه سبز باشد و بوى دارد و چون بوى كندر و أو را به اسمى عطش نيز گويند . چون بيابى أو را و بشناسى ، بستان از بيخ اين شجر و مقطّر كن و بياور زرنيخ احمر و بينداز در آن و چون به جوش آيد ، بردار از آب أو و قلعى را در أو طبخ كن كه ذهب به از كانى شود . باب بيستم در صفت گياهى كه أو را مرعاش خوانند و شبيه است به بيخ . چون بشكنى ، بيرون آيد از أو آب سرخى مثل خون . بستان آن را و در شيشه كن و طلق را در آن آب طبخ كن كه حلّ مىشود و زود بريز از آن آب أو ؛ و برگ أو كه بيابى ، سفيد مثل نقره ، بستان از آنچه خواهى و در آب به ورق مذكور بنه ده روز ، پس از آن بريز كه سبيكهء سفيد يا بى چون قمر . باب بيست و يكم در صفت نباتى كه أو را ذات الوحيل گويند و اهل شام أو را عقاب گويند و أو خار دارد چون سوزن و گل زرد دارد مثل زعفران ؛ و گويند كه نشانهء أو آن است كه در پس أو هيچ گياهى نيست و به روى زمين شاخ مىرساند چون شاخ هندوانه . اگر بيابى أو را و بشناسى ، بچين أو را و بكوب و شيرهء أو را بگير و جزوى از أو بر صد جزو زيبق طبخ كن كه عقد مىشود مثل قمر كه هرگز متغيّر نشود ، به توفيق اللّه تعالى و تقدّس .