جمعى از نويسندگان ( افلاطون ، جالينوس ، امام علي ع ، كرمانى ، ناشناخته )
58
شش رساله كهن پزشكى ( فارسى )
باب ششم در معرفت گياهى كه أو را سرو گويند و اذن الحمقا نيز خوانند و در زبان هندى اسم ديگر هم دارد ؛ و برگ أو چون برگ حنا باشد و سفيد بود و دانهء كوچك دارد و بلندى قدّ أو يك گز باشد و از زمين مىرويد ، تا به سر أو يك گز باشد . چون أو را بشناسى ، بستان أو را و بچين و بكوب عصارهء أو را و آب أو را بيفشارى و از آب أو جزوى و از به ورق مثل أو و طبخ كن زيبق را در آن آب أو مدّت سه روز به آتش نرم و آهستگى كه عقد مىشود چون برف ، پس بستان از آن عقد برف و بر نحاس طرح يكى بر شش كه قمر شود ، به از كانى باشد . باب هفتم در معرفت گياهى كه أو را بلوس مىگويند و ساق دارد ، به مثل خيار ، سبز است و برگ أو به روى زمين پهن شده باشد مثل برگ خيار ، و بار أو چون بلوط است و كوچكتر بود و مگس بسيار بر وى نشيند و بوى أو چون آب خطمى است ؛ و چون أو را بيابى و بشناسى و بچينى و بكوبى و آب أو را بگيرى و برادهء زر را به آب أو طرح كنى كه مثل فضّه سفيد مىشود ؛ و اگر گل أو را با شاخ و برگ أو بكوبى ، آب أو بدين نوع باشد ، و به فارسى أو را كندكارى گويند ؛ و چون ببينى أو را يا بيخ و ريشهء أو را ، بكوب و با گل ، آب أو را بگير و صاف كن و ذوب ده قمر را و بدان آب بريز سه بار كه چون از آن آب بيرون آيد و شمس مىگردد .