جمعى از نويسندگان ( افلاطون ، جالينوس ، امام علي ع ، كرمانى ، ناشناخته )
59
شش رساله كهن پزشكى ( فارسى )
باب هشتم در صفت گياهى كه أو را ديامن گويند و مثل درخت بنگ است و برگ و بيخ و بار آن سرخ است . چون بشناسى أو را بچينى و بكوبى و آب أو را بگيرى و طلق محلوب را در آن آب اندازى كه از سر أو بگذرد . بگذار تا ده روز كه پياپى أو را حلّ شده باشد و سرخ گشته ، بعد از آن يك مثقال از آن طلق بر هزار مثقال قمر اندازد كه شمس بيرون آيد ؛ و بعضى از اين گياه به لون ديگر باشد و هم بستان از آن گياه و بكوب و آب أو را بگير و شيرهء أو را و طرح كن و يكى از اين شيره بر چهار زيبق و بگذار بر آفتاب سه روز كه عقد مىشود و از اين عقد طرح كن درمى بر يك درم نحاس كه فضّه مىشود . باب نهم در صفت گياهى كه أو را مو بزرگ نام است و برگ أو مثل برگ بيد انجير است و بار أو مثل أو ، و خارهاى كوچك دارد چون سوزن و گل أو چون گل خرزهره باشد . سرخ و زرد و سفيد باشد . بستان از هركدام كه خواهى و بكوب و آب أو را بگير و طرح كن به زيبق يا طلق يا ملح هندى يا زاج يا به ورق ، و طبخ به آب أو سه روز كه به آتش نرم كه آن زيبق عقد شود و اين عقد را طرح كن جزوى بر صد جزو رصاص كه فضّه مىشود خوب اعلى .