جمعى از نويسندگان ( افلاطون ، جالينوس ، امام علي ع ، كرمانى ، ناشناخته )
41
شش رساله كهن پزشكى ( فارسى )
هركه را سر گرد بود و ميانه ، پرانديشه و مكّار بود . سر بزرگ ، دليل عقل بود . هركه را پوست سر فشرده بود ، بىشرم باشد . هركه را ميان سر فروشده باشد ، به مال و كار دنيا حريص باشد . هركه را بر سر خطّها باشد و ميان سرش پهن بود ، صحبت كردن با أو نكوهيده بود . پيشانى ، چون پيشانى تنگ باشد ، عالم و كندفهم باشد . و پيشانى بزرگ ، خداوندش ابله بود . پيشانى سخت مثل خداوندش سبكسار و زودخشم و روسپىباره [ و ] شوخ باشد . پيشانى خاسته ، دليل كند بر بدكيشى . پيشانى كه بر أو خطّهاى بسيار بود ، خداوندش بىنياز و خداوند خواسته بود . پيشانى پهن ، خداوندش هميشه غمگين بود . دلايل ابرو هركه را موى بر ابرو دراز بود ، خداوندش معجّب بود . ابرويى كه به سوى بينى فروكشيده بود ، خداوندش پرانديشه بود . ابروى گرد و به پايين فروشده ، در أو چيزهاى نغز بسيار بود كه انديشه كند . ابروى كمموى ، دون همّت باشد .