جمعى از نويسندگان ( افلاطون ، جالينوس ، امام علي ع ، كرمانى ، ناشناخته )

38

شش رساله كهن پزشكى ( فارسى )

آوازى كه اندر بينى ماند ، دليل كند بر حريص و بس آرزو و لجوجى و بدكنشى و بىدينى ، اگرچه أو را ضعيف باشد ، و بدخويى . آوازى كه باريك بود و سست ، دليل كند بر نيك‌خويى و تنگ‌دلى و بىتدبيرى . آواز خوش نيكو ، دليل كند بر ابلهى و شادكامى . آواز سخت ، دليل كند به رندى و ناپاكى . دلايل الوان هر لون كه سياه بود ، بددل باشد و دورانديش و بسيارغم . سرخ نيكو ، دليل كند بر بددلى . زرد ، كه نه از بيمارى بود ، دليل كند بر حسد و بدانديشى و بددلى . زردى كه با سبز زند ، لهودوست و زودخشم و وفادار ، و هرچه بينديشد ، پندارد كه بوده است . زرد سرخ ، دليل كند بر شرمگينى . سياه سبز ، دليل كند بر بدخويى . سياه سرخ ، جهان‌دوست و مردم‌سان . لون ميغ‌گون ، دلير و خوش‌خوى و بس‌آرزو و زودخشم و جنگ‌جوى . سرخ اسفيد ، بازىدوست و صحبت‌نماى و دوستىافزاى و زود فريفته شود . زردى كه با سبزى و سفيدى آميخته بود ، حسود و بدانديش و بدسگال و بددل باشد . سرخ ، شراب‌دوست بود و طبع وى به مستان ماند .