يار محمد خان سهام الدوله / خاور بى بى شادلو
274
سفرنامه هاى سهام الدوله بجنوردى ( فارسى )
ناصر الدين ابو النجم بدر بن حسنويه به يارى شمس الدولهء ديلمى همدانى فراخوانده شد ، وى همان ابو عيسى شادى را با سپاهى گران به سوى رى گسيل نمود . گويا هم در اين سال ( 397 ) يا سال 400 بود ، هنگامى كه خود بدر حسنويه از كردستان به يارى شمس الدوله به سوى رى مىرفت ، خبر يافت كه پسرش هلال / هليل بن بدر برزكانى سر به شورش برداشته ، ناچار از راه بازگشت و در جنگى كه با پسر در دينور كرد ، گرفتار شد ، اما به نيرنگ از دست فرزند رهايى يافت ، و از دستگاه خلافت و اميران بويهاى ( شمس الدوله و بهاء الدوله ) و از همان ابو عيسى شادى بن محمد اسد آبادى نيز يارى خواست . لشكريانى به يارى او گرد آمدند ، و از جمله ابو عيسى شادى همراه با سپاهيان گورانى ، كه در نزديك نهاوند كارزارى با لشكريان هلال بن بدر درگرفت ، و شكست بر سپاهيان بدر افتاد . ابو عيسى شادى گريخت ، اما به خيانت يكى از همراهان گرفتار كردان برزكانى گرديد ، و به دستور هلال بن بدر كشته شد ( ربيع 1 سال 401 ه ق ) ، پس پيكر او را به اسد آباد آوردند و در گورگاه پدرانش به خاك سپردند . ابو عيسى شادى بن محمد اسد آبادى فرمانرواى « اسد آباد » همدان كه پدرانش نيز بر آنجا سالارى و سرورى داشتهاند ، همان اميرى است كه نخستين علاء الدولهء علوى همدانى رئيس همدان ، يعنى - امير سيّد مرتضى ابو هاشم زيد بن امير ابو الفضل حسين حسنى مشهورترين و مقتدرترين و ثروتمندترين رئيس همدان در سدهء پنجم ، دخترزادهء او بود . بدين سان كه الشريف الرضا امير ابو الفضل حسين بن على علوى حسنى همدانى رئيس همدان ( ن 1 س 5 ق ) كه مادرش سپهر آزرميه دختر صاحب بن عباد طالقانى وزير بوييان مىبود ، دختر ابو عيسى شادى را به زنى گرفت ، و از او علاء الدوله ابو هاشم علوى رئيس ( ح 420 - 502 ق ) بزاد « 1 » . خلال وقايع مزبور در مطاوى منابع از كردان « شادنگان / شاديگان » و لران نيز ياد شده ، چنين برمىآيد كه خود ابو عيسى شادى بن محمد اسد آبادى از همان تيره يا طايفهء معروف كردان گورانى بوده است . از آنجا كه رئيس علوى همدان با او پيوند خانوادگى يافته و دخترش را براى پسرش به زنى گرفته ، علاوه بر درجهء اعتبار و احترام او در ميان اميران زمان ، گويا
--> ( 1 ) مجمل التواريخ و القصص ، ص 396 - 400 / الكامل فى التاريخ ، ج 9 ، ص 70 - 74 / فرمانروايان گمنام ، ج 1 ، ص 146 - 148 و 182 - 183 .