هارون وهومن ( گروهى از پژوهشگران )

66

سفرنامه هاى خطى فارسى ( فارسى )

دوشنبه ، « 1 » 13 جمادى الاولى 1315 هجرى مطابق 11 « اوكتوبر » ماه 1897 مسيحى ، حضرت « ايالت » شروع به « روضه‌خوانى » در « قلعه سلاسل » فرمودند . بعد از روضه ، به مردم سفره دادند . قبل از روضه هم كاغذهاى پست را تمام كرده ، به « رئيس پست » داده شد . نزديك غروب هم حسب الحكم حضرت اجلّ « سردار اكرم » - مد ظله - به خانهء « لنج » به ديدن « كپيتان برتن » ، كه از صاحب‌منصب‌هاى « انگليس » مأمور « هندوستان » ، و به عزم سياحت به « ايران » آمده ، رفته ، ديدن كردم . آدم به سنّ 35 به نظر آمد و ريش مورچه‌پى « 2 » دارد . به‌قدر نيم ساعت آن‌جا نشسته ، باهم به زبان انگليسى صحبت كرديم . پنج‌شنبه ، 16 جمادى الاولى [ 1315 ه . ق . ] صبح ، به استماع « روضه » رفته ، از فيض « روضه » مستفيض شدم . از جملهء ذاكرين ، جناب « ميرزا حسين على شوشترى » ، به واسطهء چاق و مرطوبى ، مشهور به « ببر الذّاكرين » است و خوب « روضه » مىخواند و صداى « غرّا » و « مؤثر » ى دارد . و خوب مستمعين را مىگرياند . يكى هم جناب « حاجى ملا جعفر واعظ » ، كه خوب حرف مىزند و آدم مقدّس و نايب مرحوم « آقا شيخ محمد طاهر ، حجة الاسلام دزفول » بود . يك نفر هم سلطان الذاكرين ، « ميرزا احمد دزفولى » است . او هم بد نمىخواند . به‌هرحال ، بعد از اتمام و ختم « روضه » به مردم كه قريب 300 نفر بودند ، از همه طبقه « ناهار » دادند . چون 2 روز قبل ، « كپيتان برتن » آمده ، حضور « ايالت » شرفياب و يك دستگاه ساعت 8 روزه كوك ، كه در 8 روز يك‌دفعه كوك مىشود ، تقديم نموده بود ؛ و امروز مىخواست با جهاز « شوشان » به « ناصرى » « 3 » و از آن‌جا به « محمّره » « 4 » و مراجعت به « هندوستان » كند ، حضرت اجل اكرم ايالت ، به من فرمودند بروم از « كپيتان » احوالپرسى كرده ، بعضى تحفه [ هاى ] ايران [ را ] هم از جانب « ايالت » به او بدهم .

--> ( 1 ) . در صفحه قبل از آن ، نقاشى كلاه فرنگى و حوض خانه قلعه سلاسل واقعه شوشتر ، كه روبه حياط عمارت نگاه مىكند ، با تاريخ رسم جمادى الثانى 1315 هجرى / 1897 مسيحى ثبت شده است ، به چشم مىخورد . ( 2 ) . ريش بسياربسيار كوتاه ، كه به پاى مورچه تشبيه شده است . ( فرهنگ فارسى معين ، 4 / 3025 ) . ( 3 ) . اهواز كنونى . ( 4 ) . خرمشهر كنونى .