هارون وهومن ( گروهى از پژوهشگران )
67
سفرنامه هاى خطى فارسى ( فارسى )
يك قاليچهء بسيار اعلى ، كار « عراق » ، « 1 » با يك دست فرش « شوشترى » ، براى « كپيتان » بردم . بيچاره ، تب كرده بود و حالت درستى نداشت . تعارفات را تسليم كردم . خيلى اظهار تشكر كرد و يك ساعت نقرهء شكارى دستهكوك هم به اصرار و ابرام ، به من محض يادگار داد . بعد ، من خداحافظ گفته ، به منزل برگشتم . [ شنبه ] ، بيست و پنجم جمادى الاولى 1315 [ ه . ق . ] اول برج « عقرب » « 2 » است . سه هفته مىگذرد كه پست مقررهء « عربستان » نيامده [ است ] . 40 روز است از « تهران » و سى و دو سه روز است از « همدان » و كسان « كاغذ » نرسيده [ است ] . از بىخبرى از حال « بستگان » و « دوستان » خيلى نگرانم ، يعنى اغلب همراهان بههمين حال هستند ، و هيچ معلوم نيست علت نيامدن « قاصد پست » از چه جهت است . اين اغتشاش راه « لرستان » و نرسيدن « پست » و بىخبرى از حال « كسان » ، صعبتر از همهء سختىها و صدمات « عربستان » شده است . خدا ، هيچ بندهاش را مبتلاى صدمه اين ولايت بد همهچيز نكند ، و ماها را هم ان شاء الله « زود » و « خوب » خلاص كند ؛ آمين . اگرچه انسان در « حكمت » و « تقديرات الهى » بىخبر است ، شايد همين حالت حاليه ، عين « صلاحيّت » است ، و ماها نمىدانيم . الحمد للّه على كل حال . هواى « شوشتر » ، سه چهار ساعت از شب گذشته ، « خوش » و « معتدل » است . تا يك ساعت به ظهر مانده بود ، باز « گرم » و « خفه » مىشود ، بهطورىكه آدم عرق مىكند . هنوز در پشتبامها مىخوابيم و در هواى اتاق باز ، از گرما به راحت نمىشود خوابيد . حضرت « اجل ايالت عربستان » ، در تهيه و تدارك اردوكشى به سمت « ناصرى » و « حويزه » و « بنى طرف » هستند ، و خيال دارند ان شاء الله همين روزها با اردو حركت كنند ، ولى امسال به واسطهء نيامدن « باران » و قلّت « محصول » ، فراهم آوردن « آذوقه » براى « اردو » ، خيلى مشكل شده است ؛ به خصوص « كاه » كه خروارى اينجا 2 تومان است و يافت نمىشود .
--> ( 1 ) . اراك فعلى . ( 2 ) . صورتى است از منطقة البروج ، واقع بين ميزان و قوس كه در فرانسوى Scorpion گفته مىشود .