هارون وهومن ( گروهى از پژوهشگران )
43
سفرنامه هاى خطى فارسى ( فارسى )
خود « سرتيپ » به استقبال حضرت « سردار اكرم » آمدند . و « رضا خان سرتيپ » ، حضرت اجل را با همراهان به ناهار دعوت كرد . باغ و چمنى داشت . رفتيم . ناهار [ در ] آنجا صرف شد . راحت نموديم . بعد از صرف چاى عصر ، روانه شده ، به « سراب زاغه » « 1 » آمديم . سرحدّ خاك « بروجرد » با « لرستان » ، ما بين « رازان » و « سراب زاغه » است ، و سنگ زيادى عوض خطّ نشان ، ما بين دو تپه ريختهاند كه حدّ ما بين « بروجرد » و « لرستان » باشد . از « كلنگانه » 4 فرسخ و نيم [ يا ] قريب [ به ] 5 فرسخ است به « سراب زاغه » ، يعنى در 5 ساعت اين مسافت ، سواره طى شد . در اين راه ، جز « گردنهء رازان » جاى سختى و سنگلاخى ديده نشد . [ سراب زاغه ] به « سراب زاغه » يك ساعت از شب گذشته ، وارد شديم . اينجا اردوگاه حكومت « بروجرد » و « لرستان » است ، كه براى وصول ماليات از « الوار » ، حكومت اردو مىزند و ماليات از « لرها » مىگيرد . در « سراب زاغه » ، چند خانه مثل خان [ ه ] ها [ ي ] ى كه در قشلاقات « همدان » ، بعضى از ايلات مىسازند ، ديده شد ، كه خانهها خالى و بلاسكنه بود ، كه ايلات در زمستان در آنجا منزل مىنمايند و تابستان به چادر مىروند . چهارشنبه ، 6 صفر 1315 [ ه . ق . ] [ تنگ زاهد ] طلوع آفتاب ، از « سراب زاغه » روانه شده ، رانديم . نزديك [ به ] « تنگ زاهد » ، « 2 » كه اين محل خطرناك و دزدگاه است ، « آقا رضا خان » و « كاظم خان » از رؤساى سگوند ، كه اين دو ريش بلند داشتند ، با چندين سوار آمده ، حضرت اجل « سردار اكرم » ، والى « عربستان » را استقبال نمودند . « كاظم خان » و « آقا رضا خان » و سوارها [ ي ] شان ، همه ماديان سوار بودند و اسببازى و تيراندازى كردند .
--> مىنويسد : « رازان . كوى بزرگى است در بروجرد . » ( برگزيده مشترك ، 93 ) . ( 1 ) . امروزه به شهر زاغه ( Zaqeh ) تبدل شده و مركز بخشى به همين نام از توابع شهرستان خرمآباد است و در آبانماه 1385 ه . ش . 620 خانوار و 2907 نفر جمعيت داشته است . بخش « زاغه » در قديم « سگوند » ( Sagvand ) نام داشته است . در زبان لكى به آن « زاخه » ( Zaxeh ) مىگويند . ( 2 ) . نزديك به اين تنگه ( تنگ زاهد ) روستايى به نام زاهد شير قرار دارد .