هارون وهومن ( گروهى از پژوهشگران )
96
سفرنامه هاى خطى فارسى ( فارسى )
روز چهارشنبه ، 12 مارس 1913 م . ؛ [ 3 ربيع الثانى 1329 ه . ق . ] امروز بعد از ظهر مادام بلانكى را - همان خانمى است كه روز دوشنبه [ به ] خانهء او رفته بوديم - وعده گرفتهايم برويم در جايى چاى بخوريم . ساعت چهار [ و ] نيم بعد از ظهر من و يحيى خان اتومبيل گرفته ، رفتيم در خانهء آنها . آمدند ، ما را بردند توى خانه . مادموازل ليلى جلو آمده ، رفتيم توى سالن نشستيم . بعد مادام بلانكى آمد . سلام و عليك مختصرى كرديم . رفتند كلاه بگذارند ، با ما بيايند . بعد از چند دقيقه حاضر شدند . سوار شده ، رفتيم به هتلى روى كه . جاى شيك و خوبى است [ به نام ] نگرنسكو . جاى چاى بسيار بزرگى دارد . داخل شديم . ميزى گرفته ، نشستيم . موزيك مىزدند . چاى خورديم . آنها با يحيى خان صحبتشان گرم شد . بعد از اتمام چاى ، يحيى خان گفت من مىخواهم بروم منتكارلو . او رفت . ما هم بيرون آمديم . كنار كه را پله رفتيم تا كازينوپلاس ماسنا . اين خانم مىخواست مرا ببرد توى كازينو را ببينم ، اما وقتى رسيديم ساعت نزديك 7 بود و مردم بيرون مىآمدند و مىبستند . از آنجا اتومبيلى گرفته ، سوار شديم . اول رفتيم تا در خانه آنها پياده شدند ، خداحافظى كرده ، من هم آمدم هتل . امروز آنجا قرار شد فردا بيايند هتل ، باهم برويم بالهدلاژته . جايى است كنار كه ، ولى توى دريا ساختهاند . روز پنجشنبه ، سيزدهم [ مارس 1913 م . ؛ 4 ربيع الثانى 1329 ه . ق . ] امروز بهاء الملك بنا بود بيايد اينجا . كاغذى نوشته به مادام بلانكى . گفتم روز جمعه بيايند . تا عصر بيرون نرفتيم . من و يحيى خان مانديم توى اتاق . و ايشان تشريف نياوردند . روز جمعه ، [ 14 مارس 1913 م . ؛ 5 ربيع الثانى 1329 ه . ق . ] بنا به وعده ، بعد از ظهر منتظر خانمها بوديم . بعد از نهار با يحيى خان رفتيم توى باغ هتل ، و به دربان و اجزاى هتل سپرديم اگر دو خانم آمدند ما را خواستند ، آنها را بياوريد توى باغ . تا اسعت سه منتظر شديم ، نيامدند . سه و نيم شد ، باز نيامدند .