هارون وهومن ( گروهى از پژوهشگران )
92
سفرنامه هاى خطى فارسى ( فارسى )
ساعت سه بودند و رفتند . من هم روى كه قدرى گردش رفتم و مراجعت كردم . روز پنجشنبه ، 6 مارس 1913 م . ؛ [ 27 ربيع الاول 1329 ه . ق . ] امروز جايى نرفتم . بعد از ظهر ، يعنى عصر ، [ به ] حمام رفتم . روز جمعه ، 7 مارس [ 1913 م . ؛ 28 ربيع الاول 1329 ه . ق . ] امروز بعد از ظهر رفتيم به كاپ آنتيب . « 1 » با ترامواى رفتيم . خيلى مىايستاد . يك ساعت [ و ] نيم طول داد ، تا رسيد . يك ويلا است ، كه باغ بزرگى دارد . صاحبش هفته [ اى ] دو روز ، جمعه و سهشنبه ، اذن مىدهد [ كه ] مردم داخل بشوند و از هركس يك فرانك مىگيرد براى فقراى آنتيب . يك نفر زن پير انگليسى صاحب اينجا است و يك دختر بيوه [ اى ] دارد . از جايى كه از ترامواى پياده مىشوند ، تا ويلا ، نزديك است . پياده رفتيم . قريب [ به ] 50 اتومبيل و كالسكهء شخصى توى كوچه ايستاده بودند . جمعيت زيادى هم با ما از ترن پياده شدند . رسيديم . در باغ پول دخول را داده ، وارد شديم . بهبه از اين باغ ! گمان مىكنم باغ بهشت هم به اين خوبى نباشد . خيابانهاى نخل ، سبزههاى مثل زمرد ، بلكه خيلى بهتر . هيچ سبزه [ اى ] به اين خوشرنگى و نرمى و لطافت نديده بودم . گلها ، همه شاداب . خرمن خرمن سنبل و بنفشه ، لاله و زنبق و هزار جور گل كه اسم آنها را نمىدانم ، به طرزهاى قشنگ كه هريك نقاش قابلى نقاشى و رنگآميزى كرده باشد ، توى سبزهها كاشته بودند . از طرف ديگر ، جاها ساخته بودند در هر گنج و گوشهء باغ [ كه ] به دريا و اطراف [ آن ] نگاه مىكرد . در همهء جاها صندلىهاى راحت فنردار تميز گذاشته [ اند ] كه بنشينند و تماشا كنند .
--> ( 1 ) . آنتيب ( Antibes ) ، شهرى كوچك در جنوب شرقى فرانسه ، در كنار درياى مديترانه و نزديك شهر نيس ، كه بسيار زيبا بود و پابلوپيكاسو ( Pablo Picasso ) بسيارى از نقاشىهايش را در اين شهر كشيده است . جمعيت آن در سال 1999 م . 412 ، 72 نفر بوده است .