هارون وهومن ( گروهى از پژوهشگران )

93

سفرنامه هاى خطى فارسى ( فارسى )

اين يك طرفش در بلندى است و زيرش كوه و سنگ‌هاى بسيار بزرگ است . پله ساخته‌اند كه توى اين تخته‌سنگ بزرگ مىپيچد [ و ] پايين مىرود . لب دريا و بعضى جاها ، غار كوچكى دارد كه توى او را تميز كرده و ريگ نرم ريخته ، صندلى گذاشته‌اند و دريا را مىبيند . بعضى جاها توى همان كوه ، راه باريكى است كه يك نفر به سختى مىگذرد . كمى تاريك و خيلى خوب درست كرده‌اند . از همه طرف اين كوه كوچك يا به عبارت [ ى ] تخته‌سنگ ، پله و راه به كنار دريا دارد . توى پله‌ها و شكاف سنگ‌ها را تمام گل كاشته ، باغش بسيار بزرگ است و خيابان‌هاى متعدد كه دو طرف پر از گل است ، دارد . قريب [ به ] دو ساعت توى اين باغ راه رفتيم ، ولى همهء جاهاى او را نديديم . عمارتش مختصر ، ولى قشنگ [ است ] ، در وسط سبزهء چمن و گل‌كارى زيادى است . از بس به هرطرف دويدم ، خسته شدم . بالاخره بيرون آمديم . كارت‌پستال زيادى از همه‌جاى باغ گذاشته بودند . 24 دانه از جاهاى خوبش خريدم . آمديم سر راه ترامواى . آن‌جا معطل شديم تا رسيد . سوار شده ، آمديم به نيس . روز شنبه ، 8 مارس [ 1913 م . ؛ 29 ربيع الاول 1329 ه . ق . ] بعد از ظهر رفتيم [ به ] مناكو ، موزهء آن‌جا را دوباره ببينم . همان ماهىها و چيزهاى پارسال است . يك حيوانى است كه چندين دست و پاى خيلى بلند دارد و مثل اين است كه پارچه‌اى است كه پاره‌پاره كرده‌اند . وقتى جمع مىشود ، به‌جز يك گلوله گوشت چيزى ديده نمىشود . وقتى به حركت درمىآيد ، صد جور دست و پا و بدن دارد . هيچ معلوم نيست سر و ته او كجا است . خيلى حيوان غريبى است . از همه غريب‌تر بود . اسم او La ] Pieuvre « 1 » است ] . در جاى ديگر ، ستاره‌هاى دريايى ، همه‌رنگ ، قرمز و نجور و غيره ، مثل ستاره [ اى ] كه درست مىكنند ، شش پره است . جاى ديگر چيزها بود ، مثل گياه زمين ، مثل علف و شاخه‌هاى مرجان كه همه حركت داشتند .

--> ( 1 ) . Pieuvre در فرانسوى به‌معناى « هشت‌پا » يا « اختاپوس » است .