هارون وهومن ( گروهى از پژوهشگران )

655

سفرنامه هاى خطى فارسى ( فارسى )

رباعى يا رب ، ز گناه زشت خود منفعلم * وز قول بد و خوى بد خود خجلم فيضى به دلم ز عالم قدس رسان * تا محو شود خيال باطل ز دلم منزل چهارم : كاروانسراى عجيب « 1 » شب سه‌شنبه ، بيست و يكم ماه [ رمضان 1301 ه . ق . ] دو ساعت از شب رفته ، سوار شده ، دو [ ساعت ] به دسته مانده ، به كاروانسراى معروف به عجيب « 2 » رسيديم . راه 6 فرسخ بود . چشمهء خوبى داشت . در وسط كاروانسرا سردابى بود . آن‌جا منزل شد . هوا بسيار سرد بود . آن‌جا آبادانى نداشت ، مگر دو سه خانوار كه در كاروانسرا مقيم بودند . كاروانسرا را بدسليقه نگاه داشته‌اند . هواى باغ شيخ با آن « گرمى » و هواى اين‌طرف به اين « سردى » ، با همهء نزديكى و قرب مسافت ، مباينت « 3 » دارد . نان و آذوقه به اين منزل از منزل ورده برداشته بوديم ، ولى اين‌جا هم ما يحتاج بود . اين جاها « گوشن » ( گوشن مخفف گاوشكن است ) قابل وسيعى دارد ، ولى كم‌آب است . دو قنات ضعيفى [ در ] آن‌جا ديده شد . اگر اينها را كار نمايند ، بايد قنات معتبرى بشود . بالاى قنوات و طرف منبع كوهها و درّ [ ه ] ها است . اگر آبى بيارند و هكذا بسازند ، ده قابلى مىشود . زمين اين‌جا غالبا در 4 ذرعى آبدهش دارد . منزل پنجم : قريه سيدآباد شب چهارشنبه ، بيست و دوّم [ رمضان 1301 ه . ق . ] دو ساعت از شب رفته ، از كاروانسراى

--> ( 1 ) . نام واقعى اين روستاى تاريخى حجيب يا هجيب است و در 60 كيلومترى شمال ساوه واقع شده است . « حجيب كاروانسرايى است در ميان دره ماهور . آب كمى دارد . آبادى و سكنه ندارد . دو سه نفر به جهت رفع حاجت مترددين در اين كاروانسرا ساكن‌اند . » ( سفرنامه سيف الدوله ، 342 ) . « حجيب آبادى بىدرختى است . ديدنى خوبى دارد كه كاروانسراى بزرگ دوره صفوى است . افسوس بسيارى از اركان آن ويران شده است . وصف اين كاروانسرا در بسيارى از سفرنامه‌ها آمده است . » ( گلگشت در وطن ، 281 ) حجيب hejib يا hojib هم خوانده مىشود . امروزه جزء شهرستان بوئين‌زهرا استان زنجان به شمار مىآيد و چند اثر تاريخى دارد . ( 2 ) . كاروانسراى حجيب ، صفويه ، ثبت 1187 ، مورخ 14 مهر 1354 ه . ش . 2 . تپه قلعه شيخ شريك ، دوره اسلامى ، ثبت 4413 ، مورخ 5 آذر 1380 ه . ش . ( 3 ) . مباينت ( mobayanat ) ، تضاد ، باهم مخالف بودن .