هارون وهومن ( گروهى از پژوهشگران )

656

سفرنامه هاى خطى فارسى ( فارسى )

عجيب حركت كرده ، يك ساعت به دسته مانده به قريه سيدآباد « 1 » آمديم . ده معتبر ، خوب [ و ] آبادى است . خالصه است ، و تااين‌جا مىگفتند راه 6 فرسخ است . و اين قصيده در سيدآباد ثبت شد : لمؤلفه اى دل اندر راه جانان خسته و كاهل مباش * چست و چابك باش ، چالاكى كن و عاطل مباش رهروان رفتند ، ماندوى ، تو بزن لختى ركاب * كاروان در پيش و دزدان در قفا ، غافل مباش جاى سكنى نيست دنيا ، خانهء ويرانه‌اى است * غفلت از موطن مكن ، در قيد اين منزل مباش گر وصال يار خواهى ، سر قدم كن در رهش * راه رو كارى بكن ، بىفكر و مستعجل مباش هوشياران را نظر كن ، ساعتى بيدار شو * گر به هشيارى رسيدى ، مست و لايعقل مباش عمر خود را صرف كن در معرفت ، غافل مشو * رند و عارف باش ، هرگز عامى و جاهل مباش خلوتى بگزين و مشنو قيل و قال عمر و زيد * اين محافل غفلت آرد ، خيز و در محفل مباش گر بلايى پيشت آيد ، هان ، بيندازش جفا * يار را تسليم شو ، از كار او سائل مباش چون حديث از يار باشد ، پس سراپاگوش شو * خوشدل از افسانهء بىاصل و لا طائل مباش بىعمل حاصل ندارد علم اگر دارى نظام * سعى خود را در عمل كن ، لغو و بىحاصل مباش

--> ( 1 ) . سيدآباد ( Seyyed abad ) روستايى است در مسير ساوه به بوئين‌زهرا و در 37 كيلومترى ساوه . به نظر مىرسد ابتدا بايد از روستاى سيدآباد نام مىبرد و سپس از هجيب سخن مىراند .