هارون وهومن ( گروهى از پژوهشگران )

638

سفرنامه هاى خطى فارسى ( فارسى )

لمؤلّفه دوش در كوى خرابات مرا منزل بود * هردم از بادهء عشقش فَرحى بىحاصل بود نفس « پير مغان » بود كشيدم سوى دير * ورنه اين سير مقامات مرا مشكل بود چون رسيدم به در ميكده ، جامى دادند * كز دلم برد هرآن درد كه اندر دل بود محفلى ديدم عجب روشن از انوار خدا * وه چه مأنوس حريفان و چه خوش محفل بود همچو جان حال تنم شوق پريدن دارد * گرچه زين بيشتر افسرده و بس كامل بود اين محبّت كه بود شعله‌ور از توى دلم * آتشى بود كه با فطرتم اندر گِل بود آن‌كه مىكرد مرا منع و ملامت در عشق * ديدم اينك كه بسى بىخبر و جاهل بود مدتى با غم بيهوده به سر برد نظام * حيف از آن‌وقت كه از كار دلش غافل بود پير گفتا كه مكن تكيه بر اين دير خراب * تجربت كردم و ديدم كه بسى كامل بود آن‌كه آزاده شد از جمله علايق به جهان * نيست ديوانه ، عجب رند و بسى عاقل بود از شاهرود تا ده ملا 4 فرسخ است . منزل شانزدهم : دامغان شب سه‌شنبه ، بيست و دويم [ شعبان 1301 ه . ق . ] دو ساعت و نيم از شب رفته ، از ده ملا سوار شديم . يك ساعت به دسته مانده ، به دامغان رسيديم . پهلوى كاروانسرا ، نزديك امامزاده باغچه [ اى ] بود . در باغچه توى چادر منزل كرديم آب جارى هم بود . از ده ملا تا دامغان 7 فرسخ است .