هارون وهومن ( گروهى از پژوهشگران )

637

سفرنامه هاى خطى فارسى ( فارسى )

رهنما داشت در اين راه نظام از بَر غيب * همه‌جا براثر مرغ سليمان رفتم اين سعادت كه بود برتر از انديشهء خود * از خدا يافتم ، از دولت قرآن رفتم خود نواب و الا ضياء الدوله حكمران در سمنان بودند . نواب اميرزاده احمد ميرزا فرزند ارجمند معزى اليه [ در ] آن‌جا بودند ، « شيرينى » و « برّه » به احوالپرسى فرستاده و خودشان آمدند . كمال مهربانى فرمودند . آقا ميرزا صالح طبيب و جناب شيخ محمد على سمنانى و ميرزا على مستوفى شاهرود پسر آقا ميرزا مهدى قلى مستوفى و جناب آقا سيد تقى و محمد حسن خان ده ملايى نايب الحكومه نيز آمده ، ديدن كردند . بازار شاهرود « 1 » را به حكم شاهزاده ، تازه سفيدكارى و مرمّت‌كارى نموده بودند . جلوه [ اى ] داشت . تماشا و سياحت كرديم . در مراجعت ديدم جناب مستطاب شريعت مآب آقاى ميرزا محمود ، شيخ الاسلام تبريز ، كه از اجّلهء علماء و اعاظم آذربايجان است ، با جناب مؤتمن الشريعه كه از دوستان داعى بود ، عازم خراسان هستند و بىخبر وارد شده‌اند . در جاى بانزهتى ، كنار آب جارى چاه زده ، على الغفله [ به ] منزل ايشان رفته ، ديدم با كمال « آسودگى » و « فراغت » با « ارخالق » « 2 » و « شبكلاه » نشسته ، تفرج مىكند . از ديدار ايشان خوشوقت شده ، پاره [ اى ] از احوالات تبريز و تهران جويا [ شده ] و قدرى صحبت شد . به منزل برگشتم . ايشان هم عصرى [ به ] بازديد آمدند [ و ] قدرى از وضع تهران و تبريز صحبت كردند . منزل پانزدهم : ده ملا شب دوشنبه ، بيست [ و ] يكم [ شعبان 1301 ه . ش . ] چهار ساعت رفته ، راه افتاد ، 2 ساعت به دسته مانده ، به ده ملا رسيده و در خارج دهكده ، كنار آبى كه نزديك « آسيا » است ، در چادر منزل كرديم .

--> ( 1 ) . مجموعه بازار شاهرود از آثار عصر قاجار به شماره 2285 در 9 دىماه 1378 ه . ش . در فهرست آثار ملى كشور ثبت شده و در بافت قديم شهر قرار دارد . ( 2 ) . ارخالق ( arxaleq ) ، قبايى كوتاه در زير قباى مردان ، داراى آستر و رويه كه قدرى پنبه در ميان دارد . گاهى سردست آستين و جلوى سينه و پشت آن به وسيله يراق‌هاى طلايى تزيين شده است . ( فرهنگ فارسى معين ، 1 / 210 )