هارون وهومن ( گروهى از پژوهشگران )

636

سفرنامه هاى خطى فارسى ( فارسى )

نموده ، دو ساعت و نيم به دسته مانده ، به قريهء ميامى وارد شديم . آن‌جا پيرمردى بود محمد حسين جان نام از اهل آن‌جا . گفت در سه فرسخى ميامى مزرعه [ اى ] هست معروف به چاه كال . آبى دارد [ كه ] تا 400 و 500 تومان خرج شود ، ممكن است آن آب « آب پرزورى » شود كه به عرض راه بياورند و مزرعه را از صاحبش به 300 تومان حالا مىشود خريد ؛ كه آن‌جا را « منزلگاه » قرار دارد ، تا به ميامى منزل دور نشود . منزل چهاردهم : شاهرود شب شنبه ، نوزدهم [ شعبان 1301 ه . ق . ] به شاهرود آمديم . 2 ساعت به غروب يوم جمعه ، بيستم [ شعبان 1301 ه . ق . ] از ميامى حركت نموده ، بعد از مغرب در صحرا پياده شده ، نماز خوانده ، شام خورده ، سوار شديم . آن‌جا تا سوارى سه ربع طول كشيد تا به راه افتاديم . باز در خيرآباد براى نماز صبح پيدا شديم . بعد از نماز سوار شده ، نيم ساعت از دسته گذشته به شاهرود رسيديم . باغچه [ اى ] در پهلوى كاروانسرا بود ، [ در ] آن‌جا منزل شد . و اين غزل در آن باغچه گفته شد ، فصل بهار هم بود : لمؤلّفه باد چون بوى گل آورد گلستان رفتم * به گلستان ز پى مرغ خوش الحان رفتم شكر لله كه رسيديم به دَر خيمهء دوست * شادمان گشت دلم ، گرچه پريشان رفتم جلوه‌ها كرد به من هر طرفى طلعت يار * خاك بوسش به قدم ، نى به سر و جان رفتم مدّتى خاطرم از محنت و غم بود ملول * دردها داشت دلم ، از پىِ درمان رفتم سير كردم به جهان با دل خوش فصل بهار * گرچه با حالتِ بد وقت زمستان رفتم زنده گرديد دلم ، شكر خدا را در توس * چون به طوف حرم شاه خراسان رفتم