هارون وهومن ( گروهى از پژوهشگران )

611

سفرنامه هاى خطى فارسى ( فارسى )

مهدى خان فراش‌باشى است ، كه بعد ملقّب به آصف السلطنه « 1 » شد . اميرزاده حبيب اللّه ميرزا ، رئيس تلگراف‌خانهء آن‌جا [ به ] منزل داعى آمدند ، ديدن كردند . برادر جناب آقاى حاجى شيخ الرئيس است . پسر مرحوم محمد تقى ميرزا حسام السلطنه « 2 » وقتى در خوى مأمور تلگراف‌خانه بود . جوان معقولى است . ميرزا اسماعيل پسر حاجى ميرزا محمود سرابى مجاور قم ، مأمور پوست‌خانهء آن‌جا بود . با حاجى نصر اللّه تاجر تبريزى و بعض تجّار ديگر آمدند . ملاقات و صحبت شد . حاجى ميرزا ابراهيم شريعتمدار ، سيد جليل القدرى است . قريب [ به ] 60 سال دارد . اين طرف‌ها تا مشهد همه‌جا مقبول القول ، نافذ الحكم [ و ] محترم مىباشد . مردى است غريب‌نواز ، كريم الطبع ، مهمان‌دوست . هميشه درصدد خير و خيرات و در خيال دستگيرى [ از ] ضعفا و فقرا [ است ] . اولادى هم ندارد . در سبزوار تجارت غالبا با « قالى » و « پشم » و « ابريشم » و « پازهر » است . وقت بهار بود . آن‌جا ريواس خوبى داشت ، كه دخلى به ريواس آذربايجان ندارد . خيلى آبدار و لطيف و خوش‌طعم بود . از سبزوار ، شب چهارشنبه ، چهارم رجب [ 1301 ه . ق . ] در سه ساعتى از منزل شاهزادهء حاكم بيرون آمديم . آقا مهدى ، وكيل الرّعاياى سبزوار هم [ در ] آن‌جا بود . اول شب ، باروبنهء ما را [ در ] نزديكى منزل شاهزاده در كاروانسرا حاضر كرده بودند ، ولى به جهت بار ساير رفقا و زوار كه حاضر نبود ، قدرى آن‌جا معطل شد . در پنج ساعتى راه افتاديم . روز هم باران زياد آمده بود . هوا سرد بود . راه را نيز گم كرديم . به جهت اين‌كه چند نفر نادان بىخبر پيش قافله افتاده و سايرين مثل رمهء گوسفند [ در ] عقب آنها مىرفتند . خوب است [ كه ] من خود ملتفت شدم .

--> ( 1 ) . مهدى خان آصف السلطنه در سال 1885 م . به سمت فراش‌باشى مظفر الدين ميرزا وليعهد منصوب و از سال 1891 م . با همين سمت در دستگاه محمد على ميرزا پسر وليعهد مشغول به كار شد . وى در سال 1893 م . ملقب به آصف السلطنه گرديد . ( فرهنگ رجال قاجار ، 16 ) ( 2 ) . محمد تقى ميرزا پسر فتحعلى شاه قاجار ، متخلص به « شوكت » و ملقب به حسام السلطنه در سال 1206 ه . ق . به دنيا آمد . وى در 1224 ه . ق . حاكم بروجرد ، سيلاخور و جاپلق شد و در 1246 و 1247 ه . ق . با برادرزاده‌اش حشمت الدوله حاكم كرمانشاه جنگيد و شكست خورد . مدتى بعد باز به حكومت بروجرد منصوب شد و در سال 1280 ه . ق . در 74 سالگى در مشهد درگذشت . ( فرهنگ فارسى معين ، 5 / 4171 )