هارون وهومن ( گروهى از پژوهشگران )
549
سفرنامه هاى خطى فارسى ( فارسى )
پسنديدم اين رأى و كردم دعا * كه توفيق يابم بر اين مدّعا به سوى خراسان روم با خلوص * كنم شرح « حاجات » در هرخصوص توسّل به آن آستان آوَرم * كه جُز وِى نباشد دَر ديگرم بگويم : سراپا « گناه » آمدم * به كويَت ، به « روى سياه » آمدم سگِ آستان را نَراندى ز دَر * مرا كِى كنى ز آستانت به دَر ؟ اگر خوبم ، ار بد ، ز نسل توام * به جان شايق دركِ وصل توام از تبريز و آن راه دور و دراز * به درگاهت آوردهام من نياز همه خوشدلىها به فكر تو بود * مرا زادِ رَه « فكر » و « ذكر » تو بود اگر بر من « بينوا » و « غريب » * شود بوسهء آستانت نصيب كنم سجده از دل در آن خاكِ پاك * بيابم دل زنده [ اى ] تابناك به دنيا ندارم دگر آرزو * نيارم به سوى دگر هيچرو ز فرشِ زمين رتبه بالا برم * ز كرسىّ و از عرش بَرتر پَرم جمال و جلال رضا جلوه كرد * دلم گشت از فكر « اغيار » سرد فتادم به رَه با دلِ خُرّمى * كه آسوده گرديده از هر غَمى