هارون وهومن ( گروهى از پژوهشگران )
506
سفرنامه هاى خطى فارسى ( فارسى )
در گلو ريزم چو جام باده باز * ريزم از ميناى ديده آن شراب عاشقان را بىگنه كشتن چه سود ؟ * گر به دست آرى دلى ، باشد ثواب شب غرّهء « 1 » ماه رجب [ 1309 ه . ق . ] تا غرهء شهر رمضان 1309 [ بمبئى ] رسيديم به گودى بمبئى ، كه حوض باشد و محل ايستادن كشتى است . وارد شدن جهاز به حوض در روشنايى دو چراغ الكتريسيته [ است ] ، كه شب تاريك [ را ] مثل روز روشن كرده بود ، تماشا داشت . آن شب [ را ] در كشتى به سر برديم . اوّل آفتاب ، با محمد رضا نامى كه اصلا از اهل ماچين « 2 » بود ، در درشكه نشسته ، به جهت پيدا كردن منزل از اين كوچه به آن كوچه مىرفتيم . دو نفر اسب فروش شيرازى ما را ديده ، عرق غيرتشان به حركت درآمده ، موقتا بار را به جايى تنگ و تاريك فرود آورده ، رفتند كه منزلى مهيّا كنند . يك ساعت و نيمى كه در آنجا تنها نشسته بودم ، خيالا صدمه داشتم كه اگر امروز منزل ممكن نشود ، امشب چه خواهد گذشت . شخص عيسوى كه منزلى داشته و كرايه مىداده ، گفته بود خانهء خود را به مسلمان اجاره نمىدهم . مسلمانها در بمبئى خود را بدنام كردهاند . آخر در محلهء مشهوره به نوناكپاره منزلى گرفته ، آسوده شدم . دور بمبئى 4 فرسخ است و نزديك به 2 كرور « 3 » مخلوق « مسلم » و « ترسا « 4 » » [ و ] « جهود » و « گبر » و « مغ » در آنجا مقيم هستند . تمام خيابانها و كوچ [ ه ] هايش از چراغ گاز روشن مىشود . چند چراغ الكتريسيته هم در واتسن هوتل - كه معتبرترين مهمانخان [ ه ] ها است - روشن مىكنند .
--> ( 1 ) . اول . ( 2 ) . ماچين ( machin ) در اصل مهاچينا بهمعناى چين بزرگ است و در گذشته به بلاد مجاور كاشغر و ختن اطلاق مىگرديد . ( سياستنامه ، عباس اقبال ، 208 ) . ( 3 ) . كرور ( Korur ) كه در هندى Cror گفته مىشود ، واحد شمارش است و در نزد هنديان معادل 10 ميليون يا 100 لك ( هر لك 100 هزار مىباشد ) . نزد ايرانيان معادل 000 ، 500 مىباشد . ( يادداشتهاى قزوينى ، 6 / 213 ) . ( 4 ) . مسيحى .