هارون وهومن ( گروهى از پژوهشگران )

503

سفرنامه هاى خطى فارسى ( فارسى )

در بوشهر اقامت شد و منتظر ورود كشتى بوديم . سه‌شنبه ، 18 جمادى الثانيه [ 1309 ه . ق . ] صبح در « بگاره « 1 » » نشسته ، رسيديم به « غاوى » ، كه لنگرگاه است ، داخل در جهاز « 2 » كمپانى ايرانى موسوم به اندرباكر شديم . اتاقى در فرس كلس « 3 » كه بهترين مكان كشتى است ، كرايه كرده ، منزل نمودم . حسن در سطحه « 4 » بود و آمد و رفت در « فرس‌كلس » « 5 » هم داشت . آن‌روز جهاز حركت نكرد . طرف عصر ، ابرى كشيده شد و بارانى سخت باريد . هوا نهايت سرد گرديد . چهارشنبه ، 19 [ جمادى الثانى 1309 ه . ق . ] يك ساعت و نيم به غروب مانده ، كشتى لنگر كشيده ، روبه بمبئى روانه گشت . فى الفور باد و توفان به‌طورى شد كه مسافرين افتادند . حال من بيشتر از همه منقلب گرديد . تا سه ساعت از شب رفته ، توفان شدّت داشت . متذكر اين شعر مىبودم : شب تاريك و بيم موج و گردابى چنين هائل * كجا دانند حال ما سبكباران ساحل‌ها ؟ « 6 » هرطور بود ، آن شب پرشوروشر كه به مثابهء « 7 » روز قيامت مىنمود ، به صبح رسانيديم . ديگر هوا سالم شد و كشتى به آرامى حركت مىكرد . جمعه ، 21 [ جمادى الثانى 1309 ه . ق . ] [ بندر لنگه ]

--> ( 1 ) . بگاره ( Beggareh ) ، نوعى قايق بزرگ كه داراى بادبان است . ( 2 ) . كشتى . ( 3 ) . در متن : « فست كلس » و در حاشيه « فرس‌كلس » آمده است . ( 4 ) . رويه ، سطح ، عرشه . ( 5 ) . در اصل : فست‌كلس ( 6 ) . بيت از حافظ شيرازى است . ( غزل 1 با مطلع الا يا ايها الساقى . . . ) ، كه مىگويند از سروده‌هاى يزيد بن معاويه ، دومين خليفه اموى است . ( 7 ) . بندر لنگه ( Bandar - e Lengeh ) ، بندرى است در غرب استان هرمزگان ، در 1072 كيلومترى جنوب خاورى تهران و 156 كيلومترى بندر عباس ، كه داراى سابقهء چندانى نيست و نام آن از دورهء قاجاريه به بعد ، در مكاتبات و نوشته‌ها آمده است . اين شهر در آبان‌ماه 1385 ه . ش . 5614 خانوار و 175 ، 26 نفر جمعيت داشته است . بندر لنگه شهرى است محروم و فوق العاده بد آب و هوا .