هارون وهومن ( گروهى از پژوهشگران )

47

سفرنامه هاى خطى فارسى ( فارسى )

مىايستد . ظهر رفتم توى سفره‌خانه براى نهار . گفتم دختره را هم ببرند جايى كه كلفت‌ها نهار مىخورند ، غذايش بدهند . براى خودم غذا خواستم . نهار خوبى دادند . بعد از نهار رفتم بالا . سه ساعت بعد از ظهر رسيديم [ به ] ژنو . پياده شده ، روى كه كالسكه [ اى گرفته ] ، گفتيم برود [ به ] هتل بوستىور ، قدرى از شهر خارج است . رسيديم در هتل سر كوچه بنايى بود كالسكه‌چى ما را پياده كرده ، در هتل را نشان داد . پياده قدرى راه رفته ، رسيديم . داخل شده ، فرانسواز رفت جلو ، كسى را كه بايد اتاق بدهد ، آورد ، ما را برد بالا ، اتاق‌هايى كه يحيى سپرده بود ، نشان داد . كوچك و رو به شمال است . على الحساب همان‌ها را گرفتيم ، تا يحيى خان و تقى بيايند ، ببينيم « 1 » چه بايد كرد . تنها در اتاق نشسته ، خيلى بد مىگذشت . تقى بنا بود آمده باشد ، ولى نيامده [ است ] . با تنهايى تا شب به سر بردم . گفتم شامم را بياورد . در اتاقم ساعت 8 شام [ را ] آورد [ و ] با كمال تنهايى مشغول چيز خوردن بودم ، كه تقى وارد شد . خيلى خوشحال شدم . احوالش را پرسيدم . گفت همان‌طورها است كه بوده . او هم آمد سر شام ، با يكديگر غذا خورديم . [ چون ] چمدان مرا نياوردند ، هيچ اسباب ندارم ، حتى پيراهن خواب . آن‌شب را به يك‌طور ناراحت بدى گذراندم . از روز جمعه ، 9 اوت 1912 م . و 25 « 2 » شعبان [ 1329 ه . ق . ] است ، تا 25 سپتامبر 1912 م . [ و 13 شوال 1329 ه . ق . ] امروز من و تقى بوديم . عصر چاى را توى باغ هتل در گوشه [ اى ] كه مشرف به رودخانه آرو « 3 » است ، جاى گردى ساخته‌اند و گلكارى كرده ، بيرون شهر كوههاى سبز و باغات زياد [ است ] و رودخانه را از اين مكان مىبينند . چشم‌انداز خوبى است . جلو اين مكان دو خيابان وسيع به يكديگر متصل است ، كه در پايين آنها

--> ( 1 ) . در اصل : به‌بينيم ( 2 ) . در اصل : 25 پنجم ( 3 ) . در اصل : لارو . رود Arve كه از كوههاى آلپ ( Alps ) سرچشمه گرفته و در شهر ژنو جارى است . رود رن Rhone هم در اين شهر جريان دارد و به خليج ليون در درياى مديترانه مىريزد .