هارون وهومن ( گروهى از پژوهشگران )
45
سفرنامه هاى خطى فارسى ( فارسى )
امروز بعد از ظهر با يحيى خان رفتيم اويان . او بعد از ساعتى ، رفت پايين [ تا ] جناب ضياء الملك را ببيند . به من گفت : روى كه منتظر تو خواهم بود . بيا آنجا . من با تقى توى باغ چاى خورديم . وقت رفتن شد . پايين آمدم . روى كه به طرف پل كشتى مىرفتم ، [ كه ] ديدم يحيى با فيروز ميرزا پايين كه راه مىروند . يحيى مرا ديد . خواست به طرف من بيايد . فيروز ميرزا ملتفت شد كه من مىآيم ، رفت به طرف پايين ، كه ديگر هيچ ديده نمىشد ؛ و محض اينكه براى من زحمتى نباشد ، به كشتى نيامد و شب را با آدمى كه همراهش بود ، ماندند [ در ] اويان . از اين انسانيت او ، بىاندازه من و يحيى ممنون شديم . با يحيى دوست است . ما كشتى گرفته ، آمديم . دوشنبه ، 5 اوت [ 1912 م . ] و 22 شعبان [ 1329 ه . ق . ] امروز ماندم لوزان . قدرى در روى كه اوشى گردش كردم . سهشنبه ، 6 اوت [ 1912 م . ] و 23 شعبان [ 1329 ه . ق . ] امروز بعد از ظهر با حسنعلى خان رفتم اويان . از آنجا تقى را ديده ، دوباره رفتيم به تنن ، هتل ببينم ، شايد برويم آنجا . كشتى كه به تنن مىرفت ، گرفته ، رفتيم . من و حسنعلى خان مىرويم . رسيديم به تنن . پياده شده ، راه هتل را [ در ] پيش گرفتيم . امروز بر خلاف دفعهء سابق كه راه سخت و دورى به نظر آمد ، سهل و خوب بود . دفعهء اول بلد نبوديم ، راه زيادى رفتيم . امروز به خط مستقيم رفتيم به هتل . دوباره اتاقها را ديده ، قيمت كرديم . يحيى خان هم در ژنو هتل خوبى ديده [ است ] . محض خاطر تقى لابد از رفتن [ به ] ژنو هستيم . بعد از ديدن اتاقها ، پايين آمده ، توى باغ گردش كرديم . چشمه [ اى ] كه آب مىخورند ، در پايين همان باغ است . رفتيم آنجا را ديديم . از مال اويان كوچكتر است . شيرهاى آب است كه مردم گرفته ، مىخورند . باغش خيلى وسيع و مسطح است . تپههاى سبز و كوچك و بزرگ در اطراف ما [ هست ] . جنگل و خانهها كه روى تپهها بودند ، پيدا است . خيلى قشنگ جايى است . عيبى كه دارند ، خيلى شهر خلوت و خاموش است . هركس [ در ] آنجا خيلى