هارون وهومن ( گروهى از پژوهشگران )

448

سفرنامه هاى خطى فارسى ( فارسى )

اهل « يكان » « 1 » فرستادم كه « چس نفسى » را موقوف كنيد » . باز ، قطع نفس نكردند . آخر الامر ، خسته شده ، برگشتند . به فراغت راه مىرفتيم . « ملا كريم » و « محمد باقر » در متيب از براى من مىخواندند تا به جايى رسيديم كه منطقه كبك بود . سركار « اقدس » از « كالسكه » به « اسب » نشسته ، روبه كوه نهادند . كوهى سخت و بىحمد سنگ بود ، نتوانستند بالا بروند . برگشته ، درهء ديگر رفتيم ، كه پايين ده « ارلان » « 2 » بود . بك‌زاده‌هاى « مرند » « 3 » ، به هزار معركه ، چند قدمى تفحص و تجسس كردند ، « كبك » پيدا نشد ، برگشتيم ، روبه راه نهادند . نزديك منزل اكراد سيكى و زيلان « 4 » ، كه در زمستان ساكن دهات « مرند » هستند ، اسب دوانىها كردند [ و ] تپانچهء زياد انداختند . مصرع تصرف بريهه از حق مگذر عجب سوارى بودند . به منزل رسيديم [ و ] پياده شديم . به سراى مبارك تشريف بردند من به منزل خود راهنمائى نداشتم . به خفّت تمام در ميان كوچه ، به يكى از خرهاى « مرند » كه نشان وفائى مطلّا آويخته بود ، به قاعدهء « حسن خان بيك » مرحوم ، كه ته فلانى داده بودند ، در كوچه نگاه مىكرد و راه مىرفت تا به چاه افتاد ؛ و شاه ، شمشير را از او پس گرفت ، كه بعد از آن پيش پاى [ را ] نگاه كند . اين قرمساق هم به سينهء خود نگاه مىكرد و راه مىرفت .

--> ( 1 ) . يكان ( Yekan ) از توابع شهرستان مرند ، كه دو يكان به نام يكان بالا و يكان پايين به فاصله 5 كيلومتر از هم قرار گرفته‌اند . ( فرهنگ گيتاشناسى ، 3 / 1352 ) ( 2 ) . ارلان ( arlan ) روستايى است از توابع شهرستان مرند ، در غرب انامق و 14 كيلومترى مرند و شمال كوه علمدار . ( 3 ) . شهر مرند ( Marand ) مركز شهرستانى به همين نام در شمال آذربايجان شرقى ، كه در اصل ماندگارنا يا موروندا نام داشته و در عصر ساسانى واسپورگان بوده است . اين شهر در آبان‌ماه 1385 ه . ش . 764 ، 29 خانوار و 841 ، 114 نفر جمعيت داشته است . ( 4 ) . كردزيلان ( Kordzilan ) نام كوهى است در دهستان « رهال » شهرستان خوى و 23 كيلومترى جنوب غربى اين شهر و 3 كيلومترى روستاى « استران » ، كه سرچشمه رود « قره‌گل » بوده و قله آن 2549 متر ارتفاع دارد . ( كوهها و كوهنامه ايران ، 427 )