هارون وهومن ( گروهى از پژوهشگران )

286

سفرنامه هاى خطى فارسى ( فارسى )

بعد از آن ، رفتيم [ و ] گفتيم : « قورخانه « 1 » كدام است ؟ » قورخانه ، يك‌جايى را سراغ دادند . طور بدى روى هم با سنگ چيده بودند . گفتند كه : « قورخانه ، اين تو است . » در او را داديم ، شكافتند . ديديم 8 جعبه قورخانه ، توى آن هست . يكى را باز كردم . ديدم « چارپاره « 2 » » است . باروتش را درآورديم . ديديم باروتش خاك شده است . گفتيم : « چند وقت است [ كه ] در اين‌جا هست ؟ » گفتند : « 12 سال است . » قورخانه‌چى مىگفت : « مكان آنها خوب نيست و آن كيسه باروت نزد صاحب‌ديوان است . » و توپچىها ، مشك آب نداشتند [ و ] به آنها سخت مىگذشت . به صاحب‌ديوان عرض كردم ، فرمودند [ تا ] مشك آب به آنها دادند . بعد ، پايين آمديم . 1000 قدمى پايين‌تر رفتيم . يك كوه سخت ديديم . مىگفتند [ در ] كمر اين كوه موميايى هست ، امّا رفتن به مكان موميايى ، از بس سخت بود ، امكان نداشت . اگر كمند هم مىانداختند ، نمىشد به روى . قدرى گلوله انداختيم با صادق خان . چيزى پايين نيامد ، مراجعت كرديم . آمديم به ده نفته . شب را در آن‌جا مانديم . فردا صبح ، رفتيم به دربند . چوب‌بست از سر يك كوه خيلى بلندى رد شديم . در آن‌جا دوربين انداختيم . دو شاخ روس‌ها و راه‌آهن‌شان پيدا بود . دربند كشته « 3 » هم از دور پيدا [ بود ] . خواستيم برويم به دربند چوب‌بست « 4 » . روانه شديم . به ورود [ به ] دربند چوب‌بست ،

--> ( 1 ) . زرادخانه ، اسلحه‌خانه . ( 2 ) . نوعى گلوله است كه در شكار با تفنگ به كار مىرود و معمولا شكارهاى سنگين را با آن مىزنند . ( فرهنگ فارسى معين ، 1 / 953 ) . ( 3 ) . احتمالا دربند يا دروازه گشتانه است در جبهه شرقى دژ كلات عصر افشارى ، كه به تاريخ 23 فروردين 1346 ه . ش . به شماره 668 در فهرست آثار ملى كشور ثبت شده است . ( 4 ) . دربند يا دروازه چوب‌بست مربوط به دوره نادر شاه افشار ، كه به شماره 667 در تاريخ 23 فروردين 1346 ه . ش . در فهرست آثار ملى ايران ثبت گرديده است .