هارون وهومن ( گروهى از پژوهشگران )
269
سفرنامه هاى خطى فارسى ( فارسى )
« گدوك « 1 » بند آمده ، نمىتوان رفت . » 4 روز ديگر مانديم ، كه « مكارى » بيايد و راه باز شود ، برويم . بعد از باز شدن ، قرار بر اين شد كه فردا صبح برويم . از خواب برخاستيم . « 2 » ديديم به قدر نيم ذرع برف آمده [ است ] . 18 روز مانديم ، كه بلكه بهتر شود ، بدتر شد . تا روز حركت ، پىدرپى برف آمد ؛ و هرچه گفتند : حركت نكنيد ، قبول نكردم . [ كاروانسراى مشاء ] از آنجا حركت نموده ، به چاپارخانه مشاء « 3 » رفتيم . ديديم چاپار لنگ كرده ؛ گفتند : « راه نيست برويد . » قبول نكردم ، رفتيم ، و ليكن « 4 » ، از صبح تا غروب ، 2 فرسنگ رفتيم . اينقدر راه سخت بود . قاطرهاى ما ، ده پانزده دفعه ، با بارپرت « 5 » شدند . كمك كرده ، مىگرفتند . تا شب ، وارد پلور « 6 » شديم . چكم [ ه ] هاى بنده ، تا به زانو ، تمام يخ بسته بود . چون اهل پلور از آمدن ما اطلاع داشتند ، منتظر بودند . شب را پذيرايى « 7 » خوبى كردند . صبح ، انعام زيادى داديم . حركت كرده ، از پل پلور نيم فرسنگ رفته ، مالهاى ما با بارپرت « 8 » شده ، زير برف گم شدند . فرستادم از پلور 15 نفر آمدند [ و ] قاطرها را با بار درآوردند . تا نزديك برف چالرينه « 9 » همراهى كردند . انعامى به آنها دادم . مرخصشان كردم . هركه مىخواهد كه جانش تلف شود ، يك ماه پيش از عيد برود در گدوك امامزاده هاشم .
--> ( 1 ) . گدوك ( gaduk ) ، گردنه ، كتل . ( 2 ) . در اصل : برخواستيم ( 3 ) . روستاى مشا ( mosha ) از آبادىهاى تاريخى شهرستان دماوند و در موقعيت جغرافيايى 35 درجه و 45 دقيقه عرض شمالى و 52 درجه و 2 دقيقه طول شرقى و 2 كيلومترى شهر دماوند واقع شده است . ( 4 ) . در اصل : لاكن ( 5 ) . در اصل : پرد ( 6 ) . روستاى فوق العاده زيباى پلور ( polur ) از توابع بخش لاريجان شهرستان آمل كه مناظر طبيعى آن در كنار ورد هراز داراى چشماندازى خيرهكننده مىباشد . ( 7 ) . در اصل : پزيرائى ( 8 ) . در اصل : پرد ( 9 ) . در اصل : رئنه . شهر رينه از توابع شهرستان آمل در آبانماه 1385 ه . ش . 262 خانوار و 1213 نفر جمعيت داشته است .