هارون وهومن ( گروهى از پژوهشگران )

238

سفرنامه هاى خطى فارسى ( فارسى )

كه پايش شكسته بود ، هرطور بود پياده‌ها « 1 » گراز را از نيزار بيرون آوردند . سگ‌ها دور او را گرفته ، با او نزاع مىكردند . چون همهء سگ‌ها را مىكشت ، گفتم او را بكشند . « ساعد الدوله » ، پياده شد ، با پياده‌هاى ديگر پيشدار گرفته ، گراز را كشتند . « 2 » « پيشدار » ، عبارت از حربه‌اى است شبيه به داس درو . همهء « مازندرانىها » ، كه به زراعت يا كار ديگر در جنگل مىروند ، با خود دارند ؛ و مخصوصا به جهت دفع حملهء « خوك » با خود نگاه مىدارند . بعد آمديم از راه كنارهء رودخانه ، به آب زديم . سنگ زيادى دارد . از زير پل خواستم به آب زده ، به اردو بيايم . سنگ زياد داشت . احتياط كرده ، از پل گذشته ، به منزل آمديم . پنج‌شنبه ، بيست و پنجم [ شوال 1292 ه . ق . ] صبح زود ، برخاستم . هوا صاف و بسيار خوب بود . سه نفر از علما و سادات « لاريجانى » ، [ كه ] دم سراپرده آمده بودند ، ديده شدند . يكى « آقا سيد ابو طالب شاهان دشتى » ، ديگرى « آقا ميرزا حسن نياكى » و غيره . منزل امروز « پرسم » « 3 » ، و جزو بلوك « ليت‌كوه » و 5 فرسنگ راه است . راه ، گل بود ، امّا نه‌چندان . از چند جسر چوبى كه تازه ساخته بودند ، گذشته ، يك فرسنگ بيشتر كه رفته ، به « هلامه‌سر » « 4 » رسيديم ، كه ابتداى « 5 » راه تازه است . اين راه جديد را از دو سال قبل تا به حال به صرف جيب خودمان با مخارج گزاف حكم كرديم بسازند . راه بسيار خوبى ساخته شده است . « حسن على خان » ، وزير فوايد ، كه مباشر اين راه بود ، چون افتتاح راه بود ، « طاق نصرت » و « موزيكان‌چى » در سر راه حاضر كرده بود . دست چپ ، راه وا شد و چمن‌هاى خوب داشت . « 6 »

--> ( 1 ) . در اصل : پياده‌ها ( 2 ) . « امروز شاه به اوجىآباد تشريف بردند . گرازى بيرون آمده بود . بعد از آن‌كه يك نفر را از دست معيوب كرد ، سه چهار سگ دريد ، به دست سگ‌ها كشته شد و در آن واحد تمام گوشت او را سگ‌ها خوردند . اين تفصيل را از خان محقق كه ملتزم ركاب مبارك بود شنيدم . » ( روزنامه اعتماد السلطنه ، 150 ) ( 3 ) . « اعتماد السلطنه » آن‌را بر سر نوشته است . » ( روزنامه اعتماد السلطنه ، 50 - 51 ) لويى رابينو مىگويد پرسب ايستگاهى است بر كنار جاده . ( مازندران و استرآباد ، 174 ) ( 4 ) . امروزه به آن هلوم سر مىگويند . ( 5 ) . در اصل : ابتداء ( 6 ) . « به جائى رسيديم كه طاق نصرتى زده بودند و موزيكان مىزدند . معلوم شد كه ابتداى راهى است كه 000 ، 60 تومان ديوان خرج كرده و ساخته است . امروز كه شاه تشريف مىآورند ، تشريفات اين راه است . »