هارون وهومن ( گروهى از پژوهشگران )

144

سفرنامه هاى خطى فارسى ( فارسى )

حتى خيمهء مبارك ، يعنى چادرى كه الواح حضرت موسى در آن گذاشته مىشد ، به « زمرّد » و « فيروزه » زينت مىيافت ، و هم‌اكنون از رؤساى دين نصارى ، آنها كه به درجه بسكبوسى نايل مىشوند ، بايد حتما يك حلقهء انگشترى زمرّد داشته باشند و اين از فرايض مذهبى است و اين عادت از يهود به نصارى رسيده . انتهى . قول المترجم اعراب از معدن مغاره ، حالا هم قطعات « فيروزه » استخراج كرده ، به خارج مىبرند . در اين وادى ، علاوه‌بر فيروزه ، صمغ عربى زياد عايد عرب‌ها مىشود ؛ و اين صمغ را - چنان‌كه [ در ] پيش اشاره نموديم - از « خار مغيلان » مىگيرند و خار مزبور « بوته » نيست ، بلكه « درخت » است و به بزرگى « درخت سيب » مىشود و از ميان سنگ مىرويد . و به ساق [ ه ] هاى اين درخت تيغ مىزنند و « صمغ » از جاى تيغ‌ها خارج مىشود . باوجودى كه اين درخت ، خار زياد دارد ، ساربان‌ها در سايهء آن مىخوابند و از شاخه‌هاى آن بريده ، شب مىسوزانند و دور آن نشسته ، گرم مىشوند . آتش خار مغيلان ، مثل آتش زغال سنگ دوام دارد . تجارت صمغ عربى از قديم معمول بوده و اعراب آن‌را به مصر مىبرده و از مصر به تمام دنيا حمل مىشده است . وادى مخطّب منزل ديگر ما وادى مخطّب است . و آن در يك درهء بن‌بستى واقع شده و در سنگ‌هاى كوه دست چپ خطوط بسيار منقور است و آن مختلف مىباشد . بعضى خطّ قديم نبطى است ، بعضى خطّ يونانى و قبطى ، خطّ عربى هم دارد . اين منقورات را چندان عمقى نيست ، مثل اين است كه با نوك كارد كنده باشند . علاوه‌بر خطوط ، بعضى اشكال هم نقر شده ؛ از قبيل شكل اسب با سوار و بى سوار ، و شكل شتر ، با بار و بىبار ، با ساربان و بىساربان ، صورت انسان مسلح و بى اسلحه ، هيئت كشتى ، شكل خاج « 1 » و ستاره . در ميان اين اشكال ، زياد صورت سوارى ديده مىشود ، كه در ميدان جولان مىكند و يك نفر « كشيش » از دور او را دعا مىنمايد .

--> ( 1 ) . صليب .