هارون وهومن ( گروهى از پژوهشگران )
134
سفرنامه هاى خطى فارسى ( فارسى )
مىساختهاند ؛ امّا بعد كه به دقت و تحقيق ملاحظه كردم ، حدس اوّل خود را « غير صائب » دانستم و به نظرم غيرممكن آمد ، كه آن مردم از اين سنگ چخماقها فايده [ اى ] برده باشند و آنها را به كارى برده [ اند ] . و چنين مىپندارم كه سرما و گرما اين سنگ چخماقها را به اين شكلها درآورده ، يعنى هواهاى به شدّت گرم روز و يكمرتبه تغيير آن در شب و مبدّل شدن آن به هواى بسيار سرد ، به مرور دهورو به وضعهاى مختلف اين سنگها را تركانده ، اين است كه هر پارچهء آن شكل خاصى پيدا كرده [ است ] . و شخص كه آنها را مىبيند ، امر بر او مشتبه مىشود و تصوّر مىكند [ كه ] دست انسان آنها را تراشيده [ است ] . و در اين فصل كه زمستان است و ما در اين نواحى سفر مىكنيم ، وقت ظهر ، آفتاب طورى گرم است كه تابستانهاى گرم فرنگ اين حرارت را ندارد و همينكه نصفشب شد ، خيلى سرد مىشود و سبوهاى ما در صورتى كه توى چادر است ، پرده [ اى ] از يخ آنرا احاطه مىكند و در وقت صبح ، آن يخ باقى است ، كه ديده مىشود . از اين منزل كه براى منزل ديگر حركت كرديم ، دريا را همانطور كه ذكر شد ، در طرف راست خود مىبينيم و رنگ آن كبود آسمانى است . وادى قاراندل منزل امروز وادى قاراندل مىباشد . 8 ساعت تمام با شتر راه پيموديم ، اما در اين مدت چند فرسخ راه آمدهايم ، آنرا به درستى نمىدانم . من امروز هيچ سوار نشدم و تمام راه را پياده طى كردم ، و مقصودم از اين پياده روى جمع كردن بعضى احجار و كندن نباتات بود ؛ و مىخواستم تحقيق كنم كه اراضى اين وادىها از چه قسم سنگ تشكيل يافته [ است ] . چون مكرّر اسم وادى در اين نگارش برده مىشود ، بايد براى مطالعهكنندگان معنى آنرا بيان نماييم . وادى به اصطلاح عموم قبايل عرب ، از عربستانى و الجزايرى و مغربى ، عبارت است از درههايى كه بعضى عريض و برخى بالنّسبه كمعرض مىباشد و جريان مسيلها